كرد نه پروردگارا فرمود مردم برانگيخته ميشوند كه بحسابشان رسيدگى شود ولى پارسايان از حساب در امانند همانا كمتر چيزى كه به پارسايان داده مىشود در آخرت آنست كه تمام كليدهاى بهشت به آن داده مىشود تا هر درى از درهاى بهشت را بخواهند باز كنند و من نظر مرحمت خود را از آنان نمىپوشم كه نعمتهاى رنگارنگ بهشت را به آنان ارزانى دارم و آنان را در بهترين جاهاى بهشت جا دهم و كارهاى نيك و پسنديده ى آنان را كه در دنيا انجام دادند و رنج كشيدند خاطر نشان آنان كنم .
و چهار در از درهاى بهشت به روى آنان بگشايم يكدر كه از آن ارمغانها و هداياى بهشت صبح و شام بر آنان از طرف من وارد مىشود ، درى كه از آن بسوى من نگاه كنند هر جور كه بخواهند بدون زحمت ، درى كه از آن به آتش جهنم نگاه كنند و تماشا نمايند كه چگونه ستمگران عذاب ميشوند . درى كه از آن خدمتگزاران و حوريان بهشت بر آنان وارد شوند .
پيامبر عرضكرد پروردگارا اين پارسايان كه تعريف فرمودى كيستند ؟ فرمود پارسا آن كسى است كه خانه اى ندارد كه خراب شود تا افسرده خاطر گردد بواسطه ى خرابى آن و نه فرزندى دارد كه بميرد و در مرگش غمگين گردد و نه مالى دارد از دست او برود تا براى از دست دادنش غصه بخورد و هيچ انسانى او را نمىشناسد كه او را از خدا باز دارد يك چشم بهم زدن ، غذاى زيادى هم ندارد كه روز قيامت از او بازجوئى كنند و نه هم براى او لباس نرمى است كه بپوشد .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 468
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٤٦٨