فرشهاى نرم منشين زيرا كه نفس سرچشمه ى تمام شرور و رفيق تمام بديهاست تو او را به طرف بندگى خدا ميكشانى او ترا بسوى نافرمانى خدا ميبرد و در اطاعت خدا با تو مخالف مىكند و پيروى ترا در آنچه كه خوش ندارى مىكند و هر گاه سير شدى سركشى مىكند و زمانى كه گرسنه شدى شكايت مىنمايد و خشمگين مىشود هر گاه كه تهى دست شوى گردنكشى مىكند هر گاه بىنياز شوى فراموش مىكند هر گاه بزرگ شوى غافل مىشود و ايمن باشد و اين نفس رفيق شيطان است و مثل نفس مانند شتر مرغ است زياد مىخورد و پرواز نمىكند و مانند خرزهره است كه رنگ خوب و مزه ى تلخ دارد .
يا احمد دنيا و اهلش را دشمن بدار آخرت و اهلش را دوست بدار عرضكرد اهل دنيا و آخرت كيست ؟
فرمود اهل دنيا كسى است كه خنده اش زياد و خواب و خشمش فراوان باشد ولى راضى به قضاى الهى نيست به كسى كه بدى مىكند از او پوزش طلب نمىكند و اگر كسى هم از او پوزش طلبد نمىپذيرد هنگام اطاعت خدا كسل است و هنگام نافرمانى خدا قهرمانست آرزويش دور و دراز ، مرگش نزديك . نفسش را بازجوئى نميكند ، بهره اش اندك و سخن گفتنش زياد ، ترس و بيمش كم سرورش زياد است و همانا مردم دنيا سپاسگزار نيستند ، بر گرفتاريها شكيبا نباشند مردم زياد در پيش آنان ناچيزند . خودستائى ميكنند بكارى كه انجام ندادهاند مردم را دعوت مىكنند بكردارى كه خودشان انجام نمىدهند سخنى را ميگويند كه خود تمام نمىكنند و ذكر مرا به اندازه ى ساير مردم
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٤٦٦