تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
از مردم و توجه نداشتن بتلخ و شيرين دنيا و خالى كردن خانه دلت را از دنيا اى حمد بترس از اينكه مانند كودك باشى كه هر گاه نگاه به سبز و زردى كند و هر گاه ترش و شيرينى به او داده شود فريب بدهند او را . عرضكرد پروردگارا مرا بكارى دلالت كن بوسيله آن به تو نزديك شوم فرمود شبت را روز و روزت را شب كن عرضكرد پروردگارا چطور شب را روز و روز را شب قرار دهم فرمود خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار ده اى احمد بعزت و جلال خودم هر بنده اى كه با چهار خصلت با من پيمان بندد او را وارد بهشت ميكنم زبانش را باز نكند مگر به چيزى كه او را يارى كند و دلش را از وسواس نگهدارد و علم مرا حفظ كند و بگرسنگى بسر برد . اى احمد اگر شيرينى گرسنگى و سكوت و خاموشى و گوشه نشينى و نتيجه ى آنها را بچشى از اينها دست بر ندارى عرضكردند پروردگارا بهره ى گرسنگى چيست ؟ فرمود حكمت و نگهدارى دل ، نزديكى به من ، خاطر افسرده ، خرج كم و زندگى ساده در ميان مردم گفتن سخن حق باك نداشتن از سختى و سستى زندگى اى احمد ميدانى در چه وقتى بنده مقرب درگاه من مىشود ؟ عرضكرد نه پروردگارا فرمود هر گاه در حال گرسنگى و حال سجود باشد . اى احمد من از سه طايفه ى از بندگانم در شگفتم بنده اى كه مشغول نماز مىشود و ميداند كه دستهايش را بسوى كى بلند مىكند و در برابر كى ايستاده ؟ با اين حال چرت و پينكى مىزند و در شگفتم از