ترا از نامه ى عملت محو كنم و هنگام بازجوئى بر تو سخت نگيرم در روز قيامت و روايت شده كه خداى تعالى ميفرمايد : بنده ى من هر گاه خواستى از من شرم كنى و از من بترسى گناه ترا مىآمرزم .
و روايت شده كه مردى كسى را ديد كه بر در مسجد نماز ميگذارد پرسيد چرا در ميان مسجد نماز نميخوانى ؟ گفت : از خدا شرم دارم كه وارد خانه اش كردم در صورتى كه نافرمانيش را نمودم و از نشانههاى كسى كه از خدا شرم مىكند اين است كه خود را در كارى نه بيند كه شرم آور است .
و روايت شده كه همانا خدا به حضرت عيسى وحى فرستاد كه يا خودت را اندرز ده يا از من شرم كن كه مردم را اندرز دهى و عمل نكنى نشانههاى مردمان نادان پنج تاست كمى حيا و خشكى چشم و ميل به دنيا و درازى آرزوها و سختى دل ، خداى تعالى در قسمتى از كتابهايش فرموده :
بنده ى من انصاف ندارد مرا ميخواند و من شرم دارم كه او را رد كنم ولى او نافرمانى مرا مىكند و از من حيا نميكند .
و آخرين درجه ى حيا اينست كه دل آب شود بواسطه ى اينكه ميداند خدا از كردارش آگاهست و آنى از نظر او پنهان نيست و هر گاه بنده عقيده اش اين باشد كه خدا در حال نافرمانى او را مىبيند همانا شرم و حياى او اندك است و جاهل بقدرت خداست و اگر هم عقيده اش اين باشد كه خدا او را نمىبيند مسلَّم او كافر است .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٦٨