شب را بروز و روز را بشب رساند در ميان نعمتى كه بيم زوالش را دارد و بآرزوهايش نرسد و از بلاهائى كه هماهنگ او است در امان نباشد مرگش مسلم است و كانون مرضهاست ، كردارش نگهدارى و ضبط شده و شكست خورده ى شكم است و بنده شهوت و مطيع و منقاد همسرش باشد .
در تمام شرايط زندگى خود را به زحمت اندازد حتّى در همان اوقات لذت و آسايش و در ميان دشمنان فراوانى قرار گرفته كه آن دشمنان عبارتند از نفس ، شيطان ، آرزوها ، زن و بچه اى كه از او روزى و ساير نيازمندىهايشان را ميخواهند ، حسودى كه در باره وى حسد ميورزد ، همسايه اى كه او را آزار دهد ، فاميلى كه او را از راه راست منحرف كند ، رفيقى كه هر آن در انتظار مرگ و مردن او است ، بلاهائى كه مانند باران بر سرش مىبارند و همه ى اينها را على عليه السّلام در سخن خود جمع كرده و ميفرمايد :
و روزگار بسوى ناخوشى ميكشاند و حال اينكه مردم چشم بستهاند . به خدا سوگند كه مرگ رسوا نموده دنيا و نعمت و لذتهايش را براى خردمند لذت و آسايشى واگذار نكرده و براى مؤمنان دوستى و نه كسى باقى گذارده و هر كس اراده خوشنودى و دوستى خداى تعالى را كند تا سالم بماند ناگزير بايد از مردم جدا شود به تنهائى و دورى از مردم بسر برد چنان كه خداى تعالى ميفرمايد : * ( « فَفِرُّوا إِلَى الله إِنِّي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ مُبِينٌ » ) * ( 1 ) فرار كنيد از گناه بسوى خدا كه من براى شما بيم
هامش
( 1 ) الذاريات 48 .