تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
يكى ديگر از عادات ديرينهء آنان اين است كه در حين راه رفتن چيزى نمىخورند و نمىآشامند و مجاز نيستند در بين راه قضاى حاجت نمايند ، ولى امروزه به اندازه‌اى كاهل شده‌اند كه راه نمىروند و اگر اين رسم ديرين را اجرا نمايند جاى تعجب نيست . سابق براين به شكار ميل بسيار داشتند و مسافت‌هاى بعيد را مىتاختند . اما از آن هنگام كه اردشير پادشاه ، ايام خود را به باده‌گسارى مصروف مىدارد ، ديگر به سراغ شكار نمىروند و اگر مردى براى تمرين در پاىدارى از خستگى به اين كار مبادرت ورزد ، مايهء خشم ديگران مىشود و به او حسد مىورزند كه چرا خواسته است از ديگران بهتر شود . عادت بزرگ‌كردن فرزندان در دربار پادشاهى هم‌اكنون رايج است ، اما ديگر به علت فقدان محل اسب‌دوانى ، سوار بر اسب نمىشوند و اين هنر در ميان آنان منسوخ شده است . هم‌چنين اين رسم كه اطفال خود را به محاكم مىبردند تا قضاوت قضات را گوش دهند و با عدالت خو بگيرند نيز در اين ايام منسوخ شده است زيرا اطمينان دارند هركس بيشتر پول بپردازد حاكم مىشود و اثرى از قضاوت بىطرفانه نيست . پيش از اين كودكان پارسى گياه‌هاى مختلف را مىشناختند و آثار نيك و بد آنها را مىدانستند ولى اكنون به كلى اين اكتسابات ضرورى از بين رفته است و در هيچ سرزمينى به اندازهء پارس مردان مفلوك كه بر اثر خوردن گياه‌هاى سمى كشته شده باشند نمىبينيد . زندگانى پارسيان به مراتب از آنچه در زمان كورش بوده است سست‌تر و ملال‌انگيزتر است . سابق بر اين گرچه به لباس مادىها ملبّس شده بودند عادات و آداب قديمى خود را حفظ نموده بودند . امروز آن خصايل مردانگى و شجاعت را كه خميرهء پارسيان قديم بود از دست داده‌اند و فقط راحت‌طلبى مادىها را نگه داشته‌اند و در تن‌آسايى به اندازه‌اى مبالغه مىكنند كه حتى مقيدند زير پايه‌هاى تخت خوابشان بايد از فرش مستور باشد تا در زير بار وزن بدنشان مقاومت تخته‌هاى كف اطاق محسوس نشود . در آداب غذا خوردن هيچ‌يك از رسوم ديرين خود را فراموش ننموده‌اند ولى رفته‌رفته هر روز بر اغذيهء لذيذ خود افزوده‌اند . تن‌آسايى را به جايى رسانده‌اند كه در زمستان نه تنها سر و بدن و پاهاى خود را خوب مىپوشانند . و گرم مىكنند بلكه دست‌هاى خود را نيز در پارچه‌هاى گرم و انگشتان را با پارچه‌هاى گرم مىپوشانند . در تابستان به سايهء درختان و كوهستان‌ها اكتفا نمىنمايند ، بلكه براى خود وسايلى ابداع كرده‌اند تا هوا را خنك كنند . « 1 » پارسيان صاحب ظروف و اثاثهء پرقيمت بسيارند و به آن مىبالند و اگر به آنها بگويند كه اين همه وسايل قيمتى را از
هامش
( 1 ) . « بسيار مايل بودم كه بدانم پارسيان قديم در ايام شهرت و ناز و نعمت چه وسايلى اختراع كرده بودند تا هوا را به قول كزنوفون خنك و مفرح نمايند . » ( مونتنى ، آزمايش‌ها ، جلد سوم ، قسمت 9 )