كورش به فرولاس پارسى كه از طبقهء عادى و مردى تيزهوش و بافراست بود انس و محبت سرشارى داشت ، او را طرفدار نظم و زيبايى مىدانست و دريافته بود كه اين شخص ساعى است كه با كردار نيك و پسنديدهء خود به او تقرب جويد . در واقع اين شخص همان رفيقى بود كه پيوسته كورش را ترغيب مىكرد مناصب و پاداشها را به هركس كه لياقت بيشترى از خود نشان مىدهد اختصاص دهد و در اين راه از هيچ مجاهدتى فروگذار نمىكرد .
پس از اينكه حضار رخصت يافته از حضور كورش خارج شدند ، نديم خود را فراخواند و با او مشورت كرد كه مراسم فردا چگونه صورت گيرد تا در نظر هواخواهان و ياران مطبوع و در دل بدخواهان مايهء رعب و هراس باشد . پس از اينكه در تفصيل و جزئيات مراسم ، هردو ، توافق نظر حاصل كردند او را مأمور ساخت كه در نظم و ترتيب امور بكوشد تا عينا به همانقرار كه معين شده بود مجرى شود . در پايان به او گفت : « من مقرر داشتهام كه جملهء حضار از دستورهاى تو اطاعت كنند . اما براى اينكه بهتر سخنت را گوش دهند ، اين لباسها را بگير و بر تن سركردگان نظامى كه در گرد تو هستند بپوشان . اينها علايمى است كه بايد سربازان سوارنظام به كلاهخود بياويزند . اين لباسها مخصوص رانندگان ارابههاست . » فرولاس جملهء علامات و نشانها را گرفت و خارج شد . يكى از سركردگان وقتى نشانها را ديد گفت : « فرولاس تو ديگر صاحب مقام و منصب بزرگى شدهاى چه كليهء دستورها را بايد از تو بگيريم . »
- نه به آن درجه كه تو تصور مىكنى ، چه خود يكى از سركردگان معمولى هستم . اين دو حقه يكى براى تو و ديگرى براى رفيق تو است . هركدام را مايل هستى به دست بگير . مخاطب كه از راه حسد نمىخواست خود را راضى كند كداميك را بهدست بگيرد ، رأى فرولاس را پرسيد كه كداميك برازندهتر است . فرولاس جواب داد : « اگر يكى را انتخاب كنم و آن را برگيرى ، بار ديگر اگر حاجتى براى تو رو نمايد ، به ديگرى مراجعه خواهى كرد و كمك خواهى خواست . » فرولاس ، كليهء نشانها و لباسها و علايم را توزيع نمود و تفصيل مراسم را به دقت و به نحوى معين كرد تا در جاه و جلال آن چيزى فروگذار نشود و در كمال زيبايى و ابهت باشد .
فرداى آنشب ، قبل از سپيدهدم همهچيز مهيا و آراسته بود . در طرفين راه دو رديف سربازان مرتب ايستاده بودند و به كسى جز سران سپاه و سركردگان اجازهء عبور نمىدادند . ( اين رسم اكنون نيز متداول است . ) علاوهبراين ، قراولان مخصوص مراقب بودند هركس از حريم خود تخطى كرد به كنارش زنند . چهار هزار نفر از نيزهداران در مقابل در ورودى كاخ صف كشيده بودند ، بهطورىكه در هريك از دو طرف در دو هزار نفر ايستاده بودند . سوارهنظام نيز در ميدان مقابل قصر در صفوف منظم قرار داشتند . جملگى از اسب پياده شدند و مهار اسب را در دست گرفته و دست به سينه ايستاده بودند ؛ به همانگونه كه امروز هم پارسيان براى رعايت احترام در برابر
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: گزنفون
ص٢٤٢