تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
آوردى اين را بدان و به خاطر داشته باش كه چشم هزاران سرباز شاهد شجاعت و رشادت شما هست ، با شوق و شعف از شما پيروى مىكنند ، پشت سرتان مىدوند ، حاضر نخواهند شد كه شما تنها جان خود را به مخاطره اندازيد . » آبراداتاس جواب داد : « كورش ، اطمينان داشته باش كه همه‌چيز در اين گوشهء ميدان با موفقيت همراه است . اما از جناح خود نگرانم . دشمن با تمام قوا از جناحين به ما حمله‌ور مىشود و ما جز ارابه‌هاى خود چيز ديگرى براى مقاومت با حمله نداريم . اگر قرعه به‌نام من اصابت نكرده بود ، من ننگ داشتم از اين‌كه بدون قواى كامل اين گوشه را سرپرستى كنم . » كورش جواب داد : « اگر در همه‌جا پيروزى يار ما باشد ، ترسى از جناحين نداشته باش . به يارى خدايان فشار دشمن را از اين محل دور خواهيم كرد . تو را قسم مىدهم كه در حمله به دشمن شتاب مكن ، تأمل كن ، وقتى ديدى قوايى كه مايهء ترس تو شده‌اند از جا كنده شدند و رو به هزمت نهادند ، آن‌وقت بتاز و دمار از روزگارشان درآور . » كورش كه نخوت و تكبرش از همهء مردان روزگار كم‌تر بود در آغاز اين نبرد سهمناك ، در اين گوشه از ميدان ، مغرور شده بود و دوباره تكرار كرد : « وقتى جناحين دشمن را از هم پاشيده ديدى ، بدان كه من نزديك تو هستم . آن وقت ناگهان برسرشان بتاز ، تو با دشمنى مواجه خواهى شد كه به كلى اختيار خود را از دست داده است ولى سربازان تو با اعتماد كامل يورش خواهند آورد . آبراداتاس ، تا مجال دارى به واحدهاى ارابه‌هايت سركشى كن ، آنان را مهياى حملهء بىدريغ و قطعى بكن . اميدوارشان كن و به آنها بفهمان كه بايد از همهء گروه‌هاى ديگر ارابه‌سوار باشهامت و رشادت بيشترى بجنگند . به آنها بياموز كه براى مرد هيچ‌چيز با ارزش‌تر و برازنده‌تر از لياقت و رشادت نيست . » آبراداتاس بر ارابهء خود پريد و دستور كورش را به موقع اجرا گذارد . كورش همهء صفوف را بازديد كرد ، رشادتشان را تشجيع نمود تا به جناح چپ رسيد . در اين جناح هيستاسپ با نيمى از سواران پارسى مهياى كارزار بودند . كورش هيستاسپ را به نام خواند و گفت : « ما به سرعت‌عملى كه در نهاد تو است ، احتياج داريم ، زيرا اگر ما در كشتن دشمن پيش‌دستى كنيم . پيروز مىشويم ، بدون اين‌كه يك‌تن كشته دهيم . » هيستاسپ خنده‌كنان جواب داد : « ما مراقب كسانى كه روبه‌روى ما ايستاده‌اند هستيم . دستور بده كه جناحين سپاه ما دست به كمر و بىكار نايستند . » كورش جواب داد : « مطمئن باش ، اما اين را بدان هركس از خدايان انتظار موفقيت بيشترى دارد ، بايد فشار قواى خود را به سويى هدايت كند كه دشمن بيشتر مقاومت به خرج مىدهد . » اين بگفت و به بازديد از قسمت‌ها ادامه داد . و چون به فرمان‌ده دسته ارابه‌اى كه آن جناح را محافظت مىكرد رسيد گفت : « من به كمك شما آمدم ، به محض اين‌كه ديديد ما به جناحين دشمن حمله برديم و از فشارشان كاستيم ، شما به صفوف خصم حمله بريد ، زيرا اگر
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 196 | گزنفون / رضا مشايخى