بقر الجواء -
جنّة عبقر .
بقرة بنى اسرائيل .
هر گاه بزرگ و سرورى به زير دست خود فرمانى مىدهد چون آن فرمان به آن كارگزار مىرسد آن را بر خود سنگين مىيابد . و از انجامش خوددارى مىكنند .
آن امر مانند ماجراى گاو بنى اسرائيل دشوارتر مىشود . كه در روزگار موسى ( ع ) خداوند صاحبان گاو را فرمود : گاوى بكشيد و [ عضوى از ] آن را به كشته بزنيد تا من هر دو را زنده گردانم .
پس چوى بهانه آوردند و ايستادگى نمودند و از سر شكّ و تلبيس پرسشهايى كردند ، موضوع مايهء سختى فرمان شده و به جاى هر گاوى [ كه اگر مىكشتند اطاعت امر مىشد ] ناچار آن يك گاو ويژه را كشتند كه مورد احترام و پرستش آنها بود . به ابو العيناء گفتند : دربارهء مالك بن طوق چه گويى ؟ گفت اگر در روزگار بنى اسرائيل مىبود كه آيهء ذبح گاو نازل شد بنى اسرائيل او را مىكشتند .
همچنين يكى از اهل ادب از ابو نصر عتبى دهشى خواست . ابو نصر نوشت :
گاوى مانند گاو بنى اسرائيل براى تو فرستادم و اگر پوست اين گاو از زر يا مشك آكنده مىبود باز آن را از تو دريغ نمىداشتم و السلام . اين سخن وى تعريضى دارد به آيهء :
صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
« 1 »
.
بقلة الذّئب .
به گوشت گويند كه علف گرگ است ، زيرا گرگ پيرامون هيچ گونه سبزى و رستنى نمىگردد و خوردنى او ، تنها گوشت است . به ابو الحارث گفتند : كدام سبزه و گياه را دوستتر دارى ؟ گفت : علف گرگ را شاعر گويد :
الخبز أفضل شىء انت آكله * و أفضل البقل بقل الذئب يا صاح
يعنى : اى دوست بهترين چيزى كه تو مىخورى نان است و بهترين سبزى ،
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، 69 .