تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
ميان خوب و بد - انجام مىدهند ، نقد البلد گويند . و هر گاه گفته شد « فلان نقد البلد » است يعنى از رستهء ميانى و طبقهء متوسط .

نقش الحجر .

آنچه را كه استوار و پايدار باشد و از ميان نرود به نگار بر روى سنگ مانند كنند آموزشگران و معلّمان اخلاق گفته‌اند : آموزش در خردسالى مانند نگار كنده شده بر روى سنگ است و آموزش در كلان سالى چون نوشته بر پهنهء آب . چون احنف اين سخن را شنيد گفت : عقل بزرگسالان زياد و گرفتارى آنها بسيار است .

نقيع الحنظل .

چيزى بسيار تلخ و ناخوش را به خيساندهء خنطل خشك مانند كنند زيرا كه هندوانه ابو جهل ، خود بسيار تلخ و ناخوش است و آبش تلخ‌تر و ناخوشتر . عنتره گفته :
و الخيل ساهمة الوجوه كأنّما * سقيت سوابقها نقيع الحنظل
يعنى اسبان و سواران - همه چهره درهم كشيده‌اند ، گويا كه به پيشتازان آنها شيرابهء حنظل نوشانده‌اند .

نكاح أمّ خارجة .

هر كار را كه زود انجام پذيرد به همسر گزينى امّ خارجه مانند كنند . عرب گويد : ( أسرع من نكاح أمّ خارجة » و اين زن ، عمرة دختر سعد بن عبد اللّه بن بجيلة « 1 » بود . هر گاه خواستگارى مىآمد و مىگفت : « خطب » [ خواستگارى بكنم ؟ ] او مىگفت : « نكح » : عقد كن . گويند : روزى در بيابان در حال سفر بود ، و پسرش افسار شتر او را گرفته ، از دور شخصى ديد ، به پسرش گفت : پندارى كيست ؟ پسر گفت : پندارم خواستگار تو باشد ، پس گفت : پندارى كه ما را وادار كند كه هر چه زودتر فرود آييم ، كه در او تشنگى و شتابى نمىبينم .
هامش
( 1 ) - در الميدانى 1 : 348 چنين است : « عمرة بنت سعد بن عبد الله بن قدار بن ثعلبه » . ( م . )
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 535 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / رضا انزابى نژاد