يعنى : دور تر از آنچه تو خواستهاى ستارهء پروين است كه از دسترس هر خواهندهاى بيرون است .
منثور بغداد
- ورد جور .
منجى الذّباب .
پست و فرومايهء خوار را « 1 » كه پستى و خوارى خود را وسيلهاى براى نگاهدارى خويش قرار دهد به فضله و نجاست پشه و مگس مانند كنند .
ابراهيم بن عبّاس گفته :
كن كيف شئت و قل ماتشا * و أبرق يمينا و ارعد شمالا
نجابك لؤمك منجى الذّباب * حمته مقاذيره « 2 » أن ينالا
يعنى : هر گونه خواهى باش ، و هر چه خواهى بگوى ، به راست بدرخش ، به چپ بخروش . پستى تو ، تو را رهانيد همان گونه كه مگس را ناپاكى او از اين كه او را بگيرند نجات مىدهد .
منديل عبدة .
( دستار عبده ) . عبد الملك بن مروان - كه جز اديبان ، از ديگران دورى و پرهيز مىكرد - روزى به حاضران در بزم خود گفت : بهترين دستارها كدام است ؟ يكى گفت : دستار يمن كه به نرمى و پاكيزگى شكوفههاى بهارى است . ديگرى گفت : دستار مصر است كه به نازكى پوست نازك چسبيده به سفيدى تخم مرغ است . عبد الملك گفت راست نگفتيد . بلكه بهترين دستار دستار عبده است ، يعنى عبدة بن الطبيب كه در قصيدهاى گفته :
لمّا نزلنا نصبنا ظلّ اخبية * و فاد للقوم باللّحم المراجيل
وردا و اشقر لم يهنئه طابخه * ما غيّر الغلى منه فهو مأكول
ثمّت قمنا الى جرد مسوّمة * اعرافهنّ لايدينا مناديل
يعنى : چون فرود آمديم ، سايبانهاى چادرها را به پا كرديم و براى جماعت
هامش
( 1 ) - متن : للئيم الذليل . چاپ 1326 قاهره : لليتيم الذليل . ( م . )
( 2 ) - چاپ قاهره و ابراهيم صالح : مقاذره ( م . ) .