تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
كه : برادرش پيش او آمد و از او چيزى خواست ، عرقوب به او گفت : هنگامى كه آن درخت خرما شكوفه كند ، شكوفه‌هايش از آن تو . هنگام شكوفه كردن ، برادرش براى وعده آمد ، عرقوب گفت : بگذار تا غوره شود . چون غوره شد ، پيش برادر آمد ، عرقوب گفت : بگذار تا غوره‌ها رنگ بگيرد . چون غوره‌ها رنگ گرفت برادر باز آمد عرقوب گفت : بگذار تا رطب گردد . وقت رطب شدن آمد ، عرقوب گفت : بگذار تا تمر گردد . چون تمر رسيده شد عرقوب شبانه به سراغ خرما رفت و همه را چيد و چيزى به برادر نداد ، از آن گاه باز ، وعده‌هاى او مثل گرديد . . . شماّخ گفته :
وعدت و كان الخلف منك سجيّة * مواعيد عرقوب اخاه بيترب
يعنى : مانند وعده‌هايى كه عرقوب در يترب به برادرش داد - به من وعده‌ها دادى ، در حالى كه خلف وعده و پيمان شكنى خوى تو است . و فصلى از شكوائيهء نويسنده‌اى را خواندم و اين سخن او را بسيار پسنديدم : سرانجام به اخوان يعقوب و وعده‌هاى عرقوب رسيدم .

مواعيد الكمّون .

پيمانهاى دروغ را به ميعادهاى زيره مثل زنند از آن روى كه زيره را آبيارى نمىكنند بلكه به او وعدهء آبيارى مىدهند مثلا گويند : « غدا نسقيك و بعد غد نكفيك » : فردا آبت مىدهيم و آب پس فردا را نيز به عهده مىگيريم . و بر آن باورند كه اين كشت به همين اميد دادن - هر چند وعده‌هاى دروغ - رشد مىكند . شاعر گفته :
لا تجعلنّى ككمّون بمزرعة * إن فاته الماء أغنته المواعيد
يعنى : مرا چون زيره در كشتزار مگذار قرار مده كه اگر به او آب ندهند ، به وعده آن را سرشار مىكنند .

موائد اللّه :

سفره‌هاى خداوند . از حسن بصرى - آمرزش خدا بر او باد - گفته شده : بازارهاى سفره‌هاى گستردهء خدا در روى زمين است ، هر كس بر آنها
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 505 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / رضا انزابى نژاد