بيهوده و بىسود را بدان مانند كنند .
مروان بن حكم را نيز - به جهت دراز بالايى و لرزانى - بدين لقب مىخواندند .
شاعر گفته :
لحا اللّه قوما امّروا خيط باطل * على الناس يعطى من يشاء و يمنع « 1 »
يعنى : نفرين و زشترويى باد جماعتى را كه آدم دراز بىسودى را بر مردم فرمانروا گردانيدند كه هر كه را خواهد عطا دهد و هر كه را خواهد ، ندهد [ نيز - لعاب الشمس ] .
مخالب طائر .
جايى را كه آدم در آن هراسان و بىآرام باشد به چنگال پرنده مانند كنند شاعر گفته :
كأنّ فؤادى فى مخالب طائر * إذا ذكرتك النفس شدّ بها قبضا
يعنى : تو گويى كه قلب من در چنگال پرندهاى قرار داشت كه چون دل تو را ياد كرد سختتر گرفتار شد . همچنين چيزى را كه بدان نتوان اميد بست گويند : در چنگال پرنده گرفتار است .
مخراق لاعب .
شمشير سبكى است كه بازيگران يا شمشيربازان با آن بازى كنند ، نه شمشير جنگى . . . عمرو بن كلثوم دربارهء شمشير گفته :
كأنّ سيوفنا فينا و فيهم * مخاريق بأيدى لاعبينا
يعنى : گويى شمشيرهاى در ميان ما و ايشان مانند شمشيرهاى سبك شمشيربازان است .
مخلط خراسان
- جامع سفيان .
مدائح البحترى
- حوليّات زهير .
مدرجة الشّرف .
اكثم بن صيفّى گفته : گزيدن همسرى ارجمند و گرامى ، پلههاى بزرگى و شرف است .
هامش
( 1 ) - مسعودى ( - 3 : 32 ) بيت را به عبد الرحمن بن عبد الملك نسبت داده . ( م . )