مدينة السّلام
- قبّة الإسلام .
مذاكرة الأصمعّى
- غناء ابراهيم بن المهدىّ .
مرّ السّحاب .
هرچيز زودگذر را به « گذشتن ابر » مانند كنند ، دانشمندى گفته : فرصتها چون ابر مىگذرند . و شاعر گفته :
الدّهر أقصر مدّة * من أن يمحّق بالعتاب
فتغنّم السّاعات من * ه فمرّها مرّ السحاب
يعنى : روزگار كوتاهتر از آن است كه با سرزنشها و گله گزاريها آن را تباه كنند .
پس لحظهها را غنيمت بشمار زيرا كه چون ابر مىگذرند .
اعشى راه رفتن زن را بدان مانند كرده و گفته :
كأنّ مشيتها من بيت جارتها * مرّ السّحابة لاريث و لاعجل
يعنى : رفتنش از خانهء همسايهاش - نه بشتاب و نه كند و آهسته - به گذشتن ابرها ماند .
مراثى أبى تمّام
- مدائح البحترى .
مرآة الغريبة .
در صافى و روشنى به آينهء زن بيگانه مثل زنند و گويند : « أنقى من مرآة الغريبة » زيرا كه زن بيگانه پيش از ديگران لازم مىداند كه آينهاش زدوده و روشن باشد زيرا كه او بيشتر از همه به زيبايى خود - و در نتيجه نگريستن در آينه - توجّه دارد . ذو الرّمّة گفته :
و خدّ كمرآة الغريبة أسجح « 1 »
يعنى : رويى بس صاف و زيبا - چون آينه بانوى غريبه - دارد .
مروءة ابن الفرات .
ابو الحسن علىّ بن محمد بن موسى بن الحسن بن الفرات كه به مردانگى نامور بود . او سه بار به وزارت المقتدر برگزيده شد . آنچه از روزگار وزارت او ياد كردهاند ، اين كه او هر گاه كه وزارت را بر عهده مىگرفت نرخ كاغذ و
هامش
( 1 ) - صدر بيت چنين است : لها أذن حشر و ذفرى أصيلة .