ابو الفتح كشاجم در نامهاش براى من اين ابيات را خواند :
ما ليلة المهجور با * عدت النّوى عنه أنيسه
او ليلة الملدوغ حا * ذر ميته النّفس النّفيسه
بأمرّ من ليل الظّري * ف إذا تجوّع للهريسه
يعنى : نه شب عاشق مهجورى كه دورى او را از محبوبش جدا كرده نه شب كژدم زدهاى كه هراسان باشد از مرگ جان شيرين و گرامى خود به تلخى شب ظريفى نيست كه گرسنهء هليم باشد .
ليلة الغدير .
شب غدير شبى است كه فرداى آن پيامبر ( ص ) در غدير خمّ - روى پالان شتر ، خطبهاى خواند و فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله » . شيعيان اين شب را بس گرامى مىدارند و در آن شب زندهدارى مىكنند و ابن طباطبا در شعرى كه به وسمىّ « 1 » گفته روز غدير را ياد كرده :
يا من يسرّلى العداوة أبدها * و اعمد لمكروهى « 2 » بجهدك أوذر
للّه عندى عادة مشكورة * فيمن يعادينى فلا تتجبرّ
أنا واثق بدعاء جدّى المصطفى * لأبى غداة غدير خمّ فاحذر
و اللّه أسعدنا بإرث دعائه * فيمن يعادى اويوالى فاصبر
يعنى : اى كه دشمنى خود را با من نهان مىكنى ، آن را آشكار كن و خواهى به زيان و آزار من روى آور يا دست از آزار من بردار . براى خدا ، - با كسانى كه با من دشمنى مىورزند - مرا عادتى ستوده است ، پس بر من كبر مفروش و گردنكشى نكن . من به دعايى كه جدّم پيامبر ( ص ) - در روز غدير خم - در حق پدرم [ على ( ع ) ] فرموده اعتماد دارم ، از آن حذر كن و خداوند ما را به ارث آن دعا - دربارهء دوستان يا دشمنان وى خوشبخت كرده ، تو نيز شكيبا باش .
هامش
( 1 ) - ضبط ابراهيم صالح : للرّستمىّ . ( م . )
( 2 ) - متن ندارد . از ضبط ابراهيم صالح افزوديم . ( م . )