ليلة الخلافة .
شبى كه مانند آن هرگز روى نداد . آن را شب خلفا نيز گويند . شب شنبه ، چهارده شب مانده از ربيع الاول سال 170 بود . در آن شب خليفهاى مرد - هادى - و خليفهاى زاد - مأمون - و خليفهاى - به جانشينى گماشته شد - هارون الرشيد .
ليلة الخلفاء
- ليلة الخلافة .
ليلة شيباء
- ليلة حرّة .
ليلة الصّدّ
- ليلة العقرب .
ليلة الصّدر .
عرب در امثال خود گويد : « أنقى من ليلة الصّدر » يعنى پاكتر از شب صدر . و آن شبى است كه همه از آب درآيند و كسى در آبشخور نماند . ابو عبيده گفته :
عرب در امثال خود دربارهء آنكه دنيا همه مردم را از گرسنگى و خشكسال نابود كند گويند : آنها را - همان گونه كه در شب صدر - رها كردم يعنى اجتماع « 1 » مردم گسست و همه پراكنده شدند و رفتند . و اين مانند آن سخن است كه گويند : او را مانند كف دست ، تهى رها كردم .
ليلة العروس .
چيز بسيار زيبا و نيكو را به شب عروس مانند كنند . صاحب بن عبّاد گفته :
و شادن فى الحسن كالطّاووس * أخلاقه كليلة العروس
قد نال بالحظّ من النّفوس * ما لم تنله الرّوم من طرسوس
يعنى : بسا محبوب چون بچه آهويى ، به زيبايى طاووس ، و اخلاقى بس دلپذير چون شب عروس از ميان آدميان در بهرهمندى بدانجا رسيده كه روميان از طرسوس به دست نياوردند .
ليلة العقرب .
شب ديرندهء دراز را به شب كژدم مانند كنند زيرا صاحب آن دمى نخسبد ، و چنين شبى براستى دراز باشد و گفتهاند درازترين شبها سه هستند : ليلة العقرب ، و ليلة الصّدّ ، و ليلة الهريسة . و در روايتى به جاى « صدّ » و « العاشق » آمده .
هامش
( 1 ) - متن : من حجّهم . نسخه بدل را برگزيديم : من اجتماعهم . ( م . )