تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
فبتّ اكابد ليل الّتما * م و القلب من خشية مقشعرّ
يعنى : شب درازى - چون شب تمام - با رنج و اندوه به سحر آوردم در حالى كه دلم از ترس ، لرزان بود و نيكو گفته شاعرى :
أيا قمر الّتمام أعنت ظلما * علىّ تطاول اللّيل التّمام
يعنى : اى ماه تمام از براى ستم راندن بر من ، يارى كردى تا درازى شب تمام بر من درازتر گردد .

ليلة حرّة .

ابو عمرو گفته از امثال عرب است و شب زفاف زنى را كه در آن همسرش نتواند با او هم بستر گردد و او دوشيزه بماند ، « شب حرّة » گويند . نابغه گفته :
شمس موانع كلّ ليلة حرّة * يخلفن ظنّ الفاحش المعيار
يعنى : زنان پاكدامن ، و چون خورشيد زيبا در شب زفاف با دوشيزه ماندن خود تمام گمانهاى بد و تهمتها را در حق خود بر طرف مىكنند و باز در مثل گويند : « بات بليلة شيباء » و اين مثل را دربارهء زنى گويند كه در شب زفاف مانند زنى كه پير باشد ، شوهرش را از همبسترى خود ، بهره‌مند گرداند . و اين از آن روى است كه زنان جوان بيش از زنان سالخورده از همبسترى خوددارى مىكنند .

ليلة الحزيز .

جاحظ گفته : جايى در بصره هست به نام حزيز ، گويند كسى هوايى به اعتدال هواى آنجا نديده و نه نسيمى به نرمى نسيم آن ، و نه جايى خوشتر از آن . اميّة بن عبد الله بن خالد مىگفت ، بيش از همه به سه چيز عراق تأسف مىخورم : شبهاى حزيز ، و نيشكر آن ، و همدمى با ابن ابى بكره . ابو عبيده گفت : خدا پدرت را بيامرزد ، ديگر چه چيز ماند . و گويند حجّاج خواست كه ثياذوق پزشك ويژهء وى او را در اين مكان درمان كند . او گفت : اينجا از خشكى و خشونت و بىآبى سرزمينهاى بلند دور است و از بويناكى بيشه‌ها ، و هم در آنجا او را درمان كرد .