اختطاف الخطّاف .
عرب همانگونه كه در دزدى و ربودن به موشگير مثل زنند به پرستو نيز مثل زنند . صنوبرى در اين باره گويد :
و مؤاتى العتاق غير مؤاتى * مطمع اللّحظ مؤنس اللّفظات
لا ينيل التّقبيل الّا اختطافا * كاختطاف الخطّاف ، ماء الفرات
يعنى : موافقت و همدلى زيبايان موافقت واقعى نيست ، آنها با چشم اشاره مىكنند و با الفاظى مشغول مىدارند .
به كسى بوسهاى نمىبخشند مگر دزدكى ، مانند آنكه پرستو از فرات آبى بربايد .
اخذ سبعة .
سبعة و سبعة ، ماده شير را گويند . و عرب گويد : اخذه اخذ سبعة : يعنى او را چون ماده شير گرفت . امّا ابن كلبّى گفته : سبعه نام مردى است كه نامش سبعة بن عوف بن ثعلبه بن سلامان بود . او مردى سخت و نيرومند بود كه به او مثل مىزدند . امّا آنچه وجه نخست را مىپذيراند اين است كه معمولا مىگويند : ايّاك و السلطان فانّه يغضب غضب الصبىّ و يأخذ اخذ الأسد : يعنى از پادشاه بپرهيز كه او چون كودك خشمگين مىشود و چون شير مىگيرد .
اخلاق البغال .
جاحظ گفته : از آنجا كه استر از آميزش دو حيوان زاده مىشود و آميزهء سرشتهاى گونهگون و خويهاى مختلف است ، بدان روى عيوب بسيار و خوى ناساز در سرشت او بهم مىرسد . و هم او در جاى ديگر گفته : استر داراى رنگ و خوى گونهگون است و بدين ويژگى به دو مثل زنند . بحترى در بيتى جماعتى را مىنكوهد و گويد :
و أخلاق البغال فكلّ يوم * يعنّ لبعضهم خلق جديد
يعنى : [ آنها چون استر هستند ] و خوى و سرشت استر دارند كه هر روز خلق و خوى تازهاى از آنها پديدار مىگردد .
اخلاق الملوك .
پادشاهان را به خوى تلّون و گونه گونگى مىستايند ، زيرا آنها زود زود انديشه و آهنگ خود را دربارهء كارها عوض مىكنند . چنان كه شاعرى روز