دهند بگويد ، طوطىوار گويند و چون وصيف و بغا بر المستعين چنان غالب آمدند كه او گامى از فرمان آنها بيرون نمىگذاشت جنيد « 1 » كاتب گفت :
خلافة جائرة * فاسدة ما تبتغى
صاحبها محتجب * يفرق من حرّ الوغى
مقتسم معتبد * بين وصيف و بغا
يقول ما قالا له * كما تقول الببّغا
يعنى : خلافتى است ستم آميز و تباه ، كه كس آن را نخواهد . خليفه خود نهان از همگان ، و هراسان از گرمى كارزار ، بخش شده و به رقيّت و بندگى درآمده ميان وصيف و بغا . طوطىوار چيزى گويد كه آن دو به او مىگويند .
كلب أصحاب الكهف .
كسى را كه همواره به يكى چسبد و از او جدا نشود به سگ اصحاب كهف مانند كنند . أبو دلامه نامهاى به سعيد بن سالم نوشت و در آن از دست وام خواهى كه او را رها نمىكرده گله گزارى كرد :
إذا جئت الأمير فقل سلام * عليك و رحمة اللّه الرّحيم
و أمّا بعد ذاك فلى غريم * من الأعراب قبّح من غريم
غريم لازم بفناء دارى * لزوم الكلب أصحاب الرّقيم
له مأة علىّ و نصف هذا * و نصف النّصف فى صكّ قديم
دراهم ما انتفعت بها و لكن * و صلت بها شيوخ بنى تميم
يعنى : هر گاه پيش امير رفتى بگو : سلام و بخشايش خداوند بخشايشگر بر تو باد . و بعد ، اين كه عربى از من طلبى دارد - طلبكارى - بىشرم كه خدا رويش را سياه كناد ! - مانند سگ اصحاب كهف كه دمى آستانهء خانهء مرا رها نمىكند . يكصد و هفتاد و پنج [ دينار ] از من مىخواهد و از من چكى از زمانهاى
هامش
( 1 ) - جنيد بن محمد البصرى الكاتب ، الملقب بباذنجانة ، كان من شعراء العسكر بسرّ من راى . ضبط متن : جنبد . ( م )