درشت اندام خود بزرگ بين را به سايهء شيطان مانند كنند [ - ظلّ الشيطان ] .
جرير در نكوهش شبّة بن عقال گفته :
فضح المنابر يوم يسلح قائما * ظلّ النّعامة شبّة بن عقال
يعنى : روزى كه آن دراز بىمصرف ، سايهء شترمرغ - شبّة بن عقال - موعظه كرد و سخن گفت ، آبروى منبر را برد و ايستاده بر آن قضاى حاجب كرد .
ظلم الجلندى .
جلندى همان حكمرانى بوده كه خداوند در قرآن دربارهء آن گفته : « و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبا » « 1 » و ستم وى حكم مثل پيدا كرده ، بويژه در زبان مردم عمّان ، كه گويند : اظلم من الجلندى .
ظلم الحيّة .
عرب گويد چيزى ستمكارتر از مار نيست ، زيرا كه مار براى خود لانهاى نمىسازد و به هر خانهاى درآيد اهل آن آنجا را گذاشته ، در مىروند و پس مار به هر خانهاى درآيد آسوده درآيد ، چه صاحبش اگر نرود خوراك مار گردد و اگر برود خانه از آن مار باشد . شاعر گويد :
فأنت كلأفعى الّتى لا تحتفر * ثمّ تجى سائرة فتنجحر
يعنى : تو مانند آن مار افعى هستى كه براى خود لانهاى نسازد ، پس مىگردد و به هر لانه و خانه كه رسد داخل شود .
ظلم الذّئب .
به ستمكارى گرگ مثل زنند و عرب گويد : اظلم من الذئب . شاعر گفته :
و أنت كجرو الذّئب ليس بآلف * أبى الذئب إلّا أن يجور و يظلما
يعنى : تو مانند توله گرگ هستى كه با كسى خوى نگيرى ، و گرگ از هر رفتارى - جز ستم - روى گردان است .
ظمء الحمار .
عرب گويد : أقصر من ظمء الحمار : زمانى كوتاهتر از ميان دو آب خوردن خر ، و اين از آن است كه خر بيش از يك روز به تشنگى تاب نياورد . و عرب دربارهء كسى كه چيزى از زندگانى وى نمانده باشد امّا راه بيفتد و برود ، گويد :
هامش
( 1 ) - سوره كهف - 79 .