ما أرى إن ذبحت شاة سعيد * حاصلا فى يدىّ غير الإهاب
ليس إلّا عظامها لو تراها * قلت هذى ارازن « 1 » فى جراب
كم تغنّت بحرقة و نحيب * لم تذق غير سفّ محض التراب :
ربّ لاصبر لى على ذا العذاب * بليت مهجتى و أودى شبابى !
يعنى : چون گوسفند سعيد را سر بريدم در دست خود چيزى جز پوست نيافتم .
استخوانى بيش نبود و اگر مىديدى مىگفتى چوبى است در خورجينى ، حيوان بيچاره كه جز نرمهء خاك خالص نمىيافت تا بخورد چه قدر ناليده بود و فرياد برآورده كه : خداوندا جانم خسته و رنجور شد و جوانىام تباه گرديد ، ديگر تاب اين عذاب را ندارم !
شاة منيع
- شاة سعيد .
شأو العقاب .
در تيز پروازى به عقاب مثل زنند و گويند عقاب صبح در عراق خوراك خورد و شام در يمن باشد .
شبديز كسرى .
از ويژگيهاى خسرو پرويز اين كه در آن روزگار هيچ كس بلند بالاتر و تمام آفرينشتر و با اندامى كاملتر و زيباتر از او نبود و تنها شبديز - اسب وى - بود كه او را مىكشيد ، و شبديز در ميان اسبان همان گونه بود كه خود خسرو پرويز در ميان مردم ، در درشتى اندام و حسن خلق و با هم داشتن جمال و آزادگى به دو مثل مىزدند . هنگامى كه شبديز مرد كسى نتوانست خبر مرگ او را به خسرو پرويز بدهد ناچار ستور سالار پادشاه مالى كلان به گردن گرفت تا به باربد بدهد و از او خواست كه در ميان نواختن و خواندن به مرگ شبديز تعريضى بزند . باربد در بزم وى چنين سرود :
شبديز لا يسعى و لا يرعى و لا ينام
هامش
( 1 ) - متن « ادارن » كه در لغت نيافتم . چاپ مطبعهء ظاهر قاهره نيز چنين است امّا در پاورقى آورده : الدرن الوسخ .
در حالى كه جمع « درن » ادران است نه ادارن . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م ) .