استخوانهاى بر آمدهء آروارهء مجنون و آفرينش كافر و هيكل آدم بىغيرت و سر زنازاده دارد ريش قوّاد و چشم نامرد و پيشانى مأبون كه آشكارا با او در آميزند و كف آلودهء رنگرز و سينهء بافنده و آرنج كودك سقط شده و نارس كه دوباره به رحم بازگردانيده باشند .
رأس الأمر
- رأس المال .
رأس الجالوت .
جالوت به بزرگ يهود گفته مىشود ، همان گونه كه به بزرگ نصارى اسقف و به بزرگ مجوس « موبد » گويند .
رأس الجبل
- رأس المال .
رأس الجريدة
- رأس المال .
رأس الحرص
- رأس المال .
رأس الخمر
- رأس المال .
رأس الدين
- رأس المال .
رأس الروض
- رأس المال .
رأس السخاء
- رأس المال .
رأس العصا .
به آدمى كه سرش كوچك باشد ، سر عصا گويند و عمر بن هبيره چنين بود و سرى بسيار كوچك داشت . سويد بن الحارث دربارهء او گفته :
فمن مبلغ رأس العصا انّ بيننا * ضغائن لا تنسى و ان هى سلّت
يعنى : كيست كه پيام مرا به عمر بن هبيره رأس العصا برساند كه ميان ما چندان كينه هست كه اگر هم كمكم از دلها بيرون بكشند باز فراموش نمىشود .
رأس العقل
- رأس المال .
رأس القوم
- رأس المال .
رأس لقمان .
عرب همانسان كه لقمان بن عاد را به نيرو و عمر دراز مىستايد ، او را به بزرگى سر نيز مىستايد و بدان مثل مىزند ، شاعر گويد :