ذو اليمينين ، طاهر بن حسين بن مصعب است .
گروهى از نزديكان معتصم ، از وى پرسيدند به چه روى طاهر را ذو اليمينين خواندهاند . محمد بن عبد الملك گفت : از آن كه او داراى دو گونه شايستگى بود . يكى شايستگى نياى وى - زريق - در حكومت ، و ديگرى شايستگى خود وى در دولت مأمون . و يمين يعنى شايستگى و استحقاق ، كه خداوند فرموده :
« لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ »
« 1 » و ديگرى گفته : از آن روى او را ذو اليمينين خواندند كه چون او از كار [ امين ] مخلوع بپرداخت مأمون به او نوشت : اى ابو طيّب ، دست راست تو دست راست امير المؤمنين است و دست چپ تو نيز دست راست است پس با دست راست خود با دست راست امير المؤمنين بيعت كن . طاهر چنان كرد و اين نام بر وى بماند .
ذئاب الغضى
- جنّة عبقر .
ذئب يوسف .
شخص بىگناهى را كه گناه ديگرى را به پاى او بندند به « گرگ يوسف » مثل زنند . ابو عبد الله حجّاج گفته :
قد أذنب القوم و ألزمته « 2 » * كأنّهم أولاد يعقوب
إذ جعلوا يوسف فى جبّه * و ركّبوا الذّنب على الذّيب
يعنى : مردم گناه كردند و مرا گنهكار گرفتند گويى كه آنها پسران يعقوب بودند كه يوسف را در چاه افكندند و گناه را به گردن گرگ انداختند . جاحظ از زبان ابو علقمه گفته : نام گرگى كه يوسف را خورد رغمون بود . به او گفتند كه يوسف را كه گرگ نخورد بلكه بر او بستند ، زيرا خداوند هم مىفرمايد :
« وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ »
« 3 » گفت اين نام گرگى بود كه او را نخورد .
هامش
( 1 ) - سورهء الحاقه - 69 .
( 2 ) - متن : الزمتّه . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )
( 3 ) - يوسف ، آيه 18 .