زيان مىكند در مثل گويند « راكب اثنين » . شاعر گفته :
اضحى حريث أدام الله صرعته * كراكب اثنين يرجو قوّة اثنين
حتّى اذا أخذا فى حال شوطهما * تفرّقا فهو فى بين الطريقين
طال الزّمان و لم يظفر بحاجته * كذاك حال الذّى يدعو الهين
يعنى : خداوند حال حريث را بر دوام دارد كه چون راكب اثنين است كه نيروى هر دو مركوب را اميد بسته . امّا چون آن دو روى در دويدن نهادند از هم جدا گشتند و حريث در ميانهء دو راه بماند . روزگار دير يازيد و او به هيچ خواستهء خويش دست نيافت ، حال كسى كه دو خدا را بخواند چنين باشد .
راكب الاسد .
كسى را كه بترسد به « سوار شير » مثل زنند . يكى از حكيمان گفته : همدم پادشاه چون سوار بر شير است مردم از او مىترسند در حالى كه او خود به جهت مركب خويش بيش از همه ترسان باشد .
راكب الفيل .
بحترى اين سخن شاعر را شنيد كه :
و مغنّ يتغنّى * بطعام و شراب
فاذا رمنا سكوتا * فبمال و ثياب
يعنى : مغنّى [ بد آوازى ] كه در برابر خوراك و شراب آواز مىخواند ، چون خواستيم كه دم فرو بندد ناگزير مالى داديم و جامهاى . بحترى گفت اين ، مثال آن كسى است كه به دانگى سوار فيل شود و به درهمى خواهد كه پايينش آورند .
رايات الدّيلم
- سهام الترك .
رأى النساء .
در سستى و ناراستى به انديشهء زنان مثل زنند ؛ و از آن روى پيامبر ( ص ) فرموده : « شاوروهنّ و خالفوهنّ » و نيز گفت : « ذلّ من أسند أمره الى رأى امرأة » و شاعر گفته :
شيئان يعجز ذو الرّصانة عنهما * رأى النّساء و إمرة الصّبيان
امّا النساء فميلهنّ إلى الهوى * و أخو الصّبا يجرى به غير عنان