دوستان همدل وى از وى قرضى خواست . اصمعى گفت با كمال ميل ، امّا بايد يك گروى كه دو برابر وام ارزش داشته باشد به من بدهى تا مايهء آرامش دل من گردد . دوستش گفت : اى ابا سعيد مرا استوار ندارى ؟ گفت ، استوار دارمت ، اما ابراهيم خليل اللّه نيز كه خداى خويش را استوار مىداشت گفت :
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي »
« 1 » .
خمر بابل .
عرب بهترين شراب را شراب بابل مىداند و بدان مثل مىزند . و بابل ميانه و بهترين جاى عراق است و بعضى گويند : بغداد از سرزمينهاى آن است . و از كسانى كه در شعر خود به شراب بابل تمثل جسته ، يكى از شاعران نوپرداز است كه گفته :
لمّا رأيت الدّهر الجاهل * و لم أر المغبون غير العاقل
شربت خمرا من خمور بابل * فصرت من عقلى على مراحل
يعنى : چون ديدم كه روزگار ، روزگار نادانان است و ديدم كه تنها خردمندان زيان ديده و مغبون هستند شراب بابل نوشيدم و از خرد دور شدم و كرانه گرفتم .
خمر الشيطان .
بادهء ديو . يحيى بن معاذ رازى گفته : دنيا بادهء ديو است كه هر كس از آن بنوشد ، آن گاه از مستى آن هشيار گردد كه در تاريكناى مرگ درافتد و خود را در زيان زدگى و پشيمانى ببيند . و خدا داناتر است .
خمريّات ابى نواس
- حوليّات زهير .
خوافى العقاب .
در شتاب و تيزپروازى به بالهاى عقاب مثل زنند . صاحب بن عبّاد در جايى نوشته : « شكست خوردگان پشت دادند و با بال عقاب پريدند و در رفتند » .
من در كتاب خود « المبهج » نوشتهام : چون زادگاه تو با تو نسازد پرهاى
هامش
( 1 ) - سورهء بقره - 260 .