عطا كرده ، آنگاه آن مرد دغلكار حقّهباز را براى خود پيشوا ، و آن مكان را مشهد و بارگاه گرفتهاند .
بسيارى از راويان و عالمان برآنند كه آن دوست كه موسى به او گفت : « آيا مىتوانم به دنبال تو آيم تا از آنچه خدا به تو داده و تو را هدايت كرده ، مرا آگاه گردانى ؟ » « 1 » همين خضر است .
بعضى نيز برآنند كه سبب زندگانى دراز و ناميرى و جاودانگى او آن است كه او از پيشاهنگان سپاه ذو القرنين بود ، و به جستجوى چشمهء زندگانى - كه مىگفتند هر كس از آن نوشابهاى بياشامد ، نميرد و زندگانى جاويد يابد - به تاريكيها رفت و در آن دم كه همه در تاريكيها گم شده بودند و هيچ روشنايى آن را نمىشكافت ، خضر به آن چشمه رسيد و به تنهايى از آن نوشيد ، و چون اسكندر بدانجا رسيد ، چشمه فرو رفت و او نشانى از آن نيافت پس راه خود را برتافت و بازگشت ، و در آن لحظه خضر از ديدهء او نهان شد و به جهانگردى پرداخت . راستى اين سخنان را خداوند نيك داند .
خليل اللّه :
خداوند ابراهيم را « خليل » و محمّد ( ص ) را « حبيب » خويش گرفت . و عادتا « حبيب » خاصّتر از خليل است ، مگر نه اين است كه خداوند به پيامبر ( ص ) گفته : ما ودّعك ربّك و ما قلى » « 2 » خداى تو تو را نه فراموش كرد و نه دشمن گرفت ، يعنى تو را دوست و حبيب خويش گرفت . آنچه اين را تأييد مىكند اين است كه خداوند كسى را كه به محمد ( ص ) ايمان نياورد و از او پيروى نكند ، دوست نمىدارد . بشنو كلام خدا را كه فرمود :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
« 3 » .
اصمعى به گونهاى دلنشين به « خليل اللّه » تمثّل جسته است . وقتى يكى از
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، 66 .
( 2 ) - سورهء و الضحى - 3 .
( 3 ) - سورهء آل عمران - 31 .