مىجوييد پس بر سر آن ، چه مايه با خود جدال و آويز جنگ حنين كنيد ! البته لطف جمع جنگ حنين و كفش حنين پوشيده نيست .
خفّة رأس الذئب .
عرب به سبكى خواب گرگ مثل زند . ابو عمرو گفته : « اخفّ رأسا من الذّئب » و اين از آن روى است كه گرگ به جهت احتراز و هراسناكى ، هرگز كاملا نمىخوابد .
خفّة الفراشة .
عرب به سبكى پروانه مثل زند ، زيرا كه پروانه هر چند از مگس درشت نيز بزرگتر است امّا هر گاه به دستگيرى در ميان انگشتان دست مانند آرد مىشود . و عوام چون خواهد كسى را به سبك روحى توصيف كند گويد چون پروانهء بهشتى است .
خلاخيل الرّجال .
زنجير را خلخال مردان گفتهاند . ابو اسحاق صابى گويد :
الحبس قصر لكلّ حرّ * و القيد خلخال كلّ فحل
و الخطب كالضّيف لاتراه * ينزل إلّا على الاجلّ
يعنى : زندان براى مرد آزاده كاخ است و خلخال پاى گردان ، زنجير . كارهاى بزرگ و گران مانند مهمان است كه تنها بر مردان گرامى و ارجمند درآيد .
خلافة ابن المعتزّ .
چيزى را كه چندان به درازا نمىكشد و به شتاب پايان مىپذيرد به خلافت ابن معتزّ مثل زنند ، زيرا كه او يك روز و ساعتى بيش خلافت نكرد و هر چند بسيارى از مردمان با او بيعت كرده بودند در روز دوم ، خلافت او به سر آمد و اين رويداد بيست روز مانده از ربيع الاول سال 296 اتفاق افتاد .
او كه به المنتصر بالله ملقّب شد ، نخستين كسى بود كه اين سخن را گفت كه :
آن روز فرا رسيد كه حق آشكارا گردد و باطل رسوا شود . رويدادهاى بدى به سر او آمد از آن جمله « مونس » حاجب دربار مقتدر - بدين شرط كه او را حاجب خويش بگمارد - با وى بيعت كرد و صافى حرمى با او سازش كرد تا كار المقتدر را به وى واگذار كند .