تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

حسوة طائر .

هر چيز اندك و ناچيز راى به آب خوردن پرنده مثل زنند و گويند : « اخفّ من حسوة طائر » همان گونه كه گويند كمتر و كوتاه‌تر از زمان يك برق زدن . ابو العيناء در پاسخ اعرابى كه از وى دربارهء نجاح بن سلمه پرسيده بود ، گفت : خداوند او راى خير دهاد ! كه تارها راى مىشكست و انتقام خون كسان را مىستاند و آتش برمىافروخت چون شعله چشم بر آن داشت كه گامهايش بر ما درآيد ، قلم وى در دارايى وى فرمان مىراند . او پس از بارها غيبت از پيش خليفه ، چون در مىآمد ، چندان مىنشست كه پرنده‌اى آب بخورد ، يا دزدى چرتى بزند ، امّا چون بر مىخاست به اندازهء نعمتهايى بهره مىرساند يا درد و رنجهايى را [ از خليفه و مردم ] دور مىكرد . و ابن الرّومى بجاى اين تركيب « عبّة الطائر » به كار برده و در اندكى و ناچيزى به « نوك به آب زدن پرنده » تمثل جسته ، آنجا كه دربارهء محمد بن عبد لله بن طاهر گفته :
و ما كانت الدنيا و انت اميرها * لتعدل عند اللّه عبّة طائر
يعنى : حكمرانى [ واقعى ] تو در پيشگاه خداوند براى آن است كه تو كوته زمانى هر چند - به اندازهء زمانى كه پرنده‌اى نوك به آب بزند - دادگرى كنى .

حشو الاكر

- حشو اللّوزينج .

حشو اللّوزينج .

جوزقند ، جوزآگند . چيزى راى كه اندرون و آنچه در آن آگنده‌اند از بيرون آن بهتر باشد ، به جوزقند مثل زنند زيرا كه آنچه در درون لوزينه مىآگنند بسيار به از بيرون آن است . از اين روى در ميان كلامى ، حشوى را كه از جهت معنا بدان نيازى نيست امّا از اصل كلام زيباتر و بهتر باشد بدان تشبيه كنند و اين گونه ، در كلام عرب بسيار اندك است ، شعر عوف بن محلّم در اين باره از نادره‌ها است كه گفته :
انّ الّثمانين و بلّغتها * قد أحوجت سمعى الى ترجمان