به زيبايى صورت امين ، و آواز ابراهيم بن مهدى ، و سخنورى جعفر بن يحيى ، و حافظهء اصمعى ، و نيك محضرى ابن حمدون ، و شعر بحترى مثل زده بود .
ابو الحسن موسوى در قصيدهاى الطائع للّه را مىستايد :
و اذا امير المؤمنين اضاف لى * املى نزلت على الجواد المفضل
رأى الرشيد و هيبة المنصور فى * حسن الامين و نعمة المتوكّل
يعنى : آن گاه كه امير المؤمنين آرزوى مرا به من نسبت داد ( آرزوى مرا برآورد ) در پيشگاه كريم بسيار بخشنده درآمدم رأى رشيد و شوكت منصور در حسن امين و نعمت متوكل است . و مانند اين تشبيه سخن رشيد است دربارهء مأمون كه گفت : به خدا كه من در مأمون دورانديشى منصور را مىبينم و پارسايى مهدى را ، و عزت نفس هادى را ، و اگر مىتوانستم چهارمين را به خود مانند مىكردم اگر در خود فضيلتى مىيافتم ، به خدا كه من هم رفتار او را مىپسندم و هم شيوهء او را ، تدبير او را نكو مىيابم و هوش و ذكاوت او را نيك مىبينم ، از جهت سستى و ناتوانى بر او بيمناك نيستم . اگر امّ جعفر و گرايش بنى هاشم به سوى محمّد امين نبود ، مأمون را بر او مقدّم مىگرفتم .
مكتفى نيز به زيبايى معروف بود چنان كه عبد الله بن معتّز به او مثل زده :
و اللّه ما كلّمته و لو انّه * كالشمس او كالبدر او كالمكتفى
قايست بين جماله و فعاله * فاذا الملاحة بالخيانة لا تفى
يعنى : به خدا سوگند ، با او سخن نگفتم و گر چه او مانند خورشيد يا ماه تمام ، يا چون مكتفى بود .
كارهاى او را با زيبايى وى مقايسه كردم ، ديدم كه زيبايى با خيانت برابر نمىآيد .
حسن التّدرج .
زيبايى تذرو مشهور است و ابو الحسن بن ناصرى علوى آن را بدين گونه وصف مىكند :