عادياء اليهودى و پستر ، پسر او سموءل ، مالك و فرمانرواى آن بودند .
اعشى دربارهء آن گفته :
و لا عاديا لم يمنع الموت ماله ، * و فرد بتيماء اليهودىّ أبلق
بناه سليمان بن داود حقبة * له ازج صمّ و طىء موثّق
يوازى كبيلاء السّماء و دونه * ملاط و دارات و كلس و خندق
يعنى : نه دارايى عاديا توانست او راى از مرگ نگاه دارد و نه آن دژ ابلق بىهمال كه از آن عادياى يهودى در تيماء بود . روزگارى دراز زمان برد تا سليمان داود آن راى برافراشت كه داراى دالانها و راهروهاى استوار و هموار بود پيشانى بر دل آسمان مىسايد و در پاى آن ملاط و كويها و آهك و خندق است .
حفظ الأصمعىّ
- حسن الأمين .
حفظ قتاده
- ورع ابن سيرين .
حكاية ابى ديّونه .
( تقليد ابو ديونه ) : اين ابو ديّونه ، سياه بود و هر آواز و شكل و راه رفتن راى تقليد مىكرد و صداى چهارپايان و آواز پرندگان راى چنان درمىآورد كه كس ميان صداى او و صداى اصلى جدايى نمىتوانست ؛ ابن الرّومى خطاب به او گفته :
حكيت القرد فى قبح و سخف * و ما قصّرت عنه فى الحكاية
يعنى : زشتى و سبكسارى و جلفى ميمون راى چنان تقليد كردى كه چيزى درمانندگى خود به وى كوتاهى نكردى .
تنها كسى كه در اين روزگار مانند اوست ابو الورد همدم مهلّبى وزير است و اين دو تن راى سومى نباشد .
حكاية القرد .
تقليد و مانندگى نمودن بوزينه . مانندگى ظاهر بوزينه به آدمى ، نيك آشكار است ، اين مانندگى - در نگاه ، پلك زدن و چشم فرو بستن و خنديدن و رفتار و تقليدگرى ، و در كف دست و انگشتان وى ، و برداشتن و گذاشتن ، و