در برآوردن نياز من دستم را بگيرى . مزبّد گفت : امروز چهارشنبه است و من آن را سنگين مىدارم و از خانهام به در نمىآيم . مرد گفت : چگونه چهارشنبه را سنگين مىشمارى كه يونس بن متّى در آن زاده شده . گفت از اين است كه بركت آن در فراخى جاى او و نيكويى جامهء وى آشكار است ، چنان كه به برگ كدو پناه برد ! گفت در چنين روزى يوسف زاده شد . گفت از آن است رفتار خوش برادرانش در حق وى و زمان درازى كه در زندان ماند و رنج غربتى كه كشيد ! گفت : در چنين روزى به ابراهيم وحى آمد . گفت : بلى ، جانم فداى تو باد ! ليكن پس از آنكه چشمان مردم برگرديد و جانها به حلقوم رسيد و هر گونه گمانى دربارهء خدا به دلها خطور كرد ، مسلمانان به امتحان كشيده شدند و به سختى تكان داده شدند .
اينها همه دربارهء چهارشنبه بود عموما ، امّا چهارشنبهاى كه برنمىگردد ، ابن عباس گفت : پيامبر ( ص ) در آن باره فرمود : « آخر اربعاء فى الشهر نحس مستمرّ » يعنى : « آخرين چهارشنبه هر ماه همواره نحس است » و به اين حديث تمثل جسته آن كه گفته :
لقاؤك للمبكّر يوم سوء * و وجهك اربعاء لا تدور
يعنى : ديدار تو براى كسى كه بامدادان تو را بيند روز نامباركى است و روى تو چهارشنبهء آخر ماه است ، كه برنمىگردد ( يا اميد كه برنگردد ) .
ثقل الدّين .
به سنگينى قرض مثل زنند . ابن الرومى گويد :
و ثقيل كأنّه ثقل دين * يتعدّاه طالعا كلّ عين
حمّل اللّه ثقلها ثقلها ث * مّ به راه علاوة الثّقلين « 1 »
و روايت كنند كه لقمان به پسر خود گفت : اى پسرك من ! بارها صخره سنگها
هامش
( 1 ) - ضبط چاپ ابراهيم صالح :حمّل اللّه أرضه ثقليها ث * مّ و به راه علاوة الثّقلين