و آهن بر دوش كشيدم امّا هرگز سنگينتر از وام نديدم . و از خوردنيهاى نيكو بسى خوردم و دست در گردن نيكوان انداختم امّا به چيزى لذيذتر و دلپذير از تندرستى بر نخوردم ، و هر گونه تلخى را چشيدم امّا تلختر از نيازمندى به مردم نديدم .
ثقل الرّصاص .
جاحظ دربارهء سنگينى سرب به ابن دوست گفته :
لى جيران ثقال كلّهم * فأخفّ القوم فى ثقل الرّصاص
قلت لمّا قيل لى قد غضبوا : * غضب الخيل على اللّجم الدلاص
يعنى : من دوستان و همسايگانى دارم كه همگى گرانجاناند و سبكترين آنها به سنگينى سرب است چون به من گفتند كه آنها خشم گرفتهاند ، گفتم خشم اسب بر افسار شفاف و درخشان .
ثقل الفيل .
به سنگينى فيل مثل زنند . ابو حنيفه ( رض ) به اين بيت بسيار متمثل مىشد كه :
و ما الفيل تحمله ميّتا * بأثقل من بعض جلّاسنا
يعنى اگر خواهى فيل مردهاى را بردارى بينى كه سنگينتر از پارهاى همنشينان ما نيست .
ثمار النّحور .
مراد از ميوهء سينهها ، پستانهاست برگرفته از سخن مسلم بن وليد در استعارهاى بس نيكو :
فغطّت بأيديها ثمار نحورها * كأيدى الأسارى اثقلتها الجوامع
يعنى : محبوب با دستان خود پستانهاى خود را فشرد مانند دستان اسيران كه زنجيرها آنها را گرانبار كند . و ديك الجن حمصى اين استعاره را از وى گرفته و چنين گفته :
ظللت بها اجنى ثمار نحورها * فتوسعنى سبّا و اوسعها صبرا
يعنى : همواره ميوههاى سينهء محبوب را مىچينم ، در اين وقت او يكسره مرا دشنام مىدهد و من او را هر بار به بردبارى فرا مىخوانم .