دوست بدارم .
ثوب اسمال
حصن تيماء .
ثياب الرّوم .
در نكويى و زيبايى به ديباى رومى مثل زنند و زيباييهاى بهاران را بدان مانند كنند شاعر گويد :
هذا الرّبيع كأنّما أنواره * أبناء فارس فى ثياب الرّوم
اينك بهاران آمده ، گويى كه شكوفهها پسران پارس هستند در جامههاى ديباى رومى . امّا من چنان پندارم كه شاعر « فى بنات الروم » گفته ، تا پسران پارس را در ميان دختران روم گرد آورده باشد . كه از جهت صنعت شعرى بسى زيباتر است ، هر چند براى تشبيه « ثياب الروم » نيز وجه زيبايى هست .
و از ويژگيهاى روم كه با ديبا به كار مىرود ، مصطكى و سقمونيا ، و طين مختوم ، و سندس است كه بدان « بزيون » نيز گويند .
ثياب مرو .
عرب هر پارچهء سفت باف را كه از خراسان آورند ، مروّى گويد و هر جامه و پارچه نازك را كه از آن سامان آورند « شاهجانّى » خواند ، زيرا كه مرو در چشم اعراب امّ بلاد خراسان است و آن را « مرو شاهجان » خوانند و هم امروز نام شاهجان بر روى پارچهها و جامههاى نازك و تنك مانده است يكى ديگر از پارچههايى كه ويژهء مرو است « ملحم » است .
روزى ابو الفتح بستى به من گفت : شهرى را مىشناسى كه آغاز آن « م » است و از آنجا چهار چيز تحفه آورند كه اول هر چهار نيز « م » است ؟ گفتم : بديهة نمىدانم ، اگر فكر كنم شايد به ياد آورم . گفت آنجا « مرو » است كه از آن « ملحم » و « ملبّن » و « مرّىّ » و « مكانس » آورند .
[ ج ]
جآذر جاسم « 1 »
[ جآذر جمع جوذر و جوذر و جؤذر : بچهء گاو وحشى است كه زيبايان را
هامش
( 1 ) - جاسم . نام قريهايست در جانب راست شاهراه طبريّه واقع است و با شام هشت فرسخ فاصله دارد . ( معجم البلدان ، به نقل دهخدا ) .