تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
به پدران خود شباهت پيدا نمىكردند ، چون اين سخن را امام حسن ( ع ) شنيد ، گفت : به خدا سوگند كه او قصد خيرخواهى نداشته ، بلكه تنها خواسته كه بنى هاشم آنچه در دست دارند از دست بدهند و نيازمند او گردند زيرا اگر بنى اميه حلم و بردبارى نكنند ، مردم آنها را دوست مىگيرند و اگر بنى عوّام دلاورى كنند ، كشته خواهند شد و اگر بنى مخزوم كبر ورزند مردم آنها را دشمن خواهند گرفت . و گفته‌اند چهار تن محال است كه چنين گردند : زبيرى بخشنده ، و مخزومى فروتن ، و هاشمى بخيل و قريشى دوستدار خاندان محمد ( ص ) .

تية المغنّى .

عرب به كبر و ناز آوازخوان مثل زند . شاعر گفته :
جمعت الّذى لو كان يؤلم من أذى * فيشكو لهانت عنده أمّ ملدم
غباوة أصحاب الحديث و نو كهم * و تيه المغنّى فى جنون المعلّم
يعنى : گردآوردى كسى را كه اگر آزرده‌اش سازند و لب به شكوه گشايد امّ ملدم [ - تب ] در پيش او خوار گردد ، گولى اصحاب حديث و بىخردى آنها و كبر مغنّى در جنون معلّم است .

[ ث ]

ثالثة الأثافىّ .

كنارهء كوه است كه دو پاره سنگ برگيرند و ديگ را بر روى آن دو پاره سنگ نهاده و به كنارهء كوه تكيه مىدهند . عرب در امثال گويد : رماه بثالثة الأثافىّ يعنى او را به بال و مصيبت افكند . يكى از بهترين مثالها در اين تركيب سخن بديع الزمان است كه گفته :
خلقت كما ترى صعب النّقاف * أردّ يد الخليفة فى الخلاف
ولى جسد كواحدة المثانى * له كبد كثالثة الأثافى
يعنى : مرا خداوند - چنان كه مىبينى - سخت با تدبير آفريده ، دست خليفه را در خلاف وى پس مىزنم . و مرا تنى است مانند يكى از سيمهاى دو تار ، او را جگرى است مانند كنارهء كوه .

ثدى اللؤم .

نخستين كسى كه استعارهء پستان پستى را به كار برد اوس بن مغراء بود