خلاصهء مطالب گذشته
1 . مىدانيم كه هرگاه فرد موجود شود ، كلى طبيعى نيز در ضمن او موجود مىگردد . حال اگر بخواهيم وجود فرد و يا كلى را استصحاب كنيم ، از اين نظر كه دو ركن استصحاب ، يعنى يقين به حدوث و شك در بقا ، در هر دو فراهم است و يا در خصوص كلى ، و يا در هيچكدام فراهم نيست ، سه حالت پديد مىآيد .
2 . حالت اول آن است كه مىدانيم مثلا زيد داخل مسجد شد و سپس در خروج او شك پيدا كرديم . پس اگر استصحاب وجود زيد اثر شرعى خاصى داشته باشد استصحاب فرد جارى است و علاوه برآن ، اگر استصحاب وجود كلى داراى اثر خاصى باشد ، استصحاب كلى نيز بدون شك جارى است . اين استصحاب را استصحاب كلى قسم اول مىنامند .
3 . حالت دوم آن است كه بدانيم مثلا زيد يا خالد ، يكى از اين دو فرد داخل مسجد شده است و بدانيم كه خصوص زيد اكنون خارج مسجد است ؛ ولى خصوص خالد ممكن است همچنان در مسجد باقى مانده باشد . ازاينرو در بقاى كلى انسان در مسجد شك پديد مىآيد . در اين حالت استصحاب فرد در مورد هيچيك از زيد و خالد جارى نيست ؛ چون خروج زيد معلوم و اصل دخول خالد در مسجد مشكوك است .
اما استصحاب طبيعى انسان ممكن است جارى گردد ؛ چون حدوثش در سابق متيقن و بقايش هماكنون مشكوك است . اين استصحاب را استصحاب كلى قسم دوم مىنامند .
4 . حالت سوم آن است كه ، بدانيم زيد داخل و سپس خارج شده است ولى احتمال آن است كه