تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
[ - المعصوم ] لها ، كشف ذلك عن الرضا بذلك السلوك و [ عن ] إمضائه [ اي امضاء الشارع السلوك ] شرعا . و مثال ذلك : سكوت الشريعة عن الميل العامّ عند العقلاء نحو الأخذ بظهور كلام المتكلّم ، و عدم ردع المعصومين عن ذلك . فإنّه [ - السكوت ] يدلّ على أنّ الشريعة تقرّ [ اي تعترف و تقبل ] هذه الطريقة في فهم الكلام ، و توافق [ - الشريعة ] على اعتبار الظهور [ بعنوان انه ] حجّة ، و إلّا [ اي و ان لم يكن الشارع موافقا ] لمنعت الشريعة عن الانسياق [ و التوافق ] مع ذلك الميل
شرح
ديگر كارى به آن نداريم . فقط همين‌قدر كه تصرف عملى عقلا چنين است ، كافى است . مثلا عقلا قائلند كه ظهور كلام متكلم حجت است . و براساس اين قانون در امور دنيا و دين عمل مىكنند « 1 » . سپس بايد ثابت كنيم كه معصوم در مواجهه با سيره ساكت بوده و منعى نكرده است . معناى سكوت آن است كه عمل عقلا مخالف شرع نيست و شارع نظرى مغاير با نظر عقلا ندارد ، و گرنه عقلا را در اين جهت به عنوان خطاكار معرفى مىكرد و به طريقى مخالف خود را اظهار مىفرمود « 2 » . چون شارع ، شارع است و وظيفه دارد منكر را از معروف مشخص كند . در واقع از اين مقدمهء دوم است كه حكم شرعى به دست مىآيد ، و گرنه سيرهء عقلا به تنهايى هيچ ارزشى ندارد ؛ به خلاف سيرهء متشرعه كه وجود سيره به تنهايى كاشف از بيان شرعى است . توجه به يك نكته در اينجا لازم است و آن اينكه در سيرهء عقلا و متشرعه ، معاصرت سيره با زمان حضور معصوم لازم است . پس اگر سيره بعد از زمان غيبت شكل گرفته باشد ، نمىتوان سكوت امام را دليل رضايت گرفت . چون امام در عصر غيبت آن
هامش
( 1 ) . مثلا اگر كسى در خيابان به ديگرى بگويد « حيوان » ، همهء مردم كلام او را فحش و قبيح به حساب مىآورند و ديگر نمىتواند عذر آورد كه من معناى منطقى را قصد كردم . يا اگر كسى در نزد قاضى بگويد « انا قتلت زيدا » ، قاضى او را به عنوان قاتل مجازات مىكند و ديگر نمىتواند بگويد مراد من ضرب شديد بوده است . ( 2 ) . مثلا عمل به قياس و گرفتن ربا مرسوم ميان عقلا بوده است ؛ از زمان معصومين تا زمان ما ، ولى شارع از اين دو سيره نهى كرده و عمل عقلا را تخطئه و مخالف شرع دانسته است . چون عقلا گاه در پوشش هواى نفس هستند و پى به مفاسد بعض اعمال نمىبرند و در سايه وحى است كه راه صحيح در كليه امور شناخته مىشود .
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 284 | السيد محمد باقر الصدر / رضا اسلامى