پس چون اين نقيبان باز آمدند و خبر ايشان بياوردند ، و اين بنى اسرايل كه با موسى رفته بود ، دوازده سبط بودند هر سبطى دوازده هزار مرد بودند كما بيش ، و هيچ كس از ايشان از نان يك ديگر نخوردى ، و هر كسى را جدا آب خور بودى .
چون اين نقيبان باز آمدند بنى اسرايل همه سوى موسى آمدند ، و گفتند يا موسى ما بدين شهر جبّاران نرويم كه ايشان گروهىاند بسيار و با قوّتاند ، و ما طاقت ايشان نداريم و ما اندر شهرهاى ايشان نرويم هرگز تا ايشان آنجا باشند ، برو تو و خداى تو با ايشان كارزار كنيد ، ما اينجا بنشينيم ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ .
( الى قوله )
إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ
« 1 » . چون اين سخن بگفتند خداى عزّ و جلّ بر ايشان خشم گرفت ، آن نقيبان چون باز آمده بودند موسى صفت عوج پرسيده بود ازيشان ، و ايشان بالا [ و ] صفت او مىگفته بودند « 2 » موسى را و خداى عزّ و جلّ موسى را آگاه كرده بود كه من عوج را بدست تو هلاك كنم .
موسى همى رفت و همى گفت يا مردمان مينديشيد كه خداى عزّ و جلّ با من وعده كرده است كه من اين جبّاران بدست تو هلاك كنم .
ايشان همى گفتند ما نرويم تو بهتر دانى با خداى تو با ايشان .
پس موسى عصا برداشت و هم چنان تنها برفت . و اين عوج چون نقيبان بگرفته بود ازيشان پرسيده بود كه سپاه بنى اسرايل چه مقدار است و چگونه فرو آيند ؟ اين نقيبان او را گفته بودند كه بنى اسرايل دوازده
هامش
( 1 ) - المائده 22 - 24
( 2 ) - و ايشان بالاى او و قوت او صفت كرده بودند . ( نا ) - و ايشان بالا و صفت او گفته بودند . ( صو ) - موسى ازيشان بالا و قوت عوج پرسيده بود و ايشان گفته بودند . ( خ )