و تصوفى ، كه اوفيتها « 1 » و ناسنها « 2 » و الكزائيتها « 3 » آوردهاند ، نمونه از فرق گوناگون گنوستيكى مىباشد ، كه در رسوم مذهبى و عقايد با هم اختلاف دارند « 4 » ، ولى معذلك با وجود اين اختلافات يك جريان فكرى مشتركى در كليه آنها مستتر است .
نخست بايد « ثنويت » را مورد بحث قرار داد . ولى فرق است ميان ثنويت
هامش
( 1 ) -Ophite( 2 ) -Naassene( 3 ) -Elchesaiteدر روز ، ظهور عيسويت از آيين گنوستيكىA , Drews , Die Enstehung des Christentums aus dem Gnostizismus , Jena 1924 .ليزه گانگ ، مذهب گنوستيكى .H . Leisegang , Die Gnosis , Leipzig 1924 .فون وزن دنك ، انسان اول و روح بنابر عقيده ايرانيان ، ص 111 و بعدO . G . von Wesendonk , Jrmensch und Seele in der iranischen - Uber lieferung , Hannover 1924 .دوفاى ، گنوستيكها و مذهبشان ، چاپ دوم ، پاريس 1925E . de Faye , Gnostiques . etgnosticisme .مقاله شدر در مجله موسوم به « زمان باستان »Die Antike، ج 4 ، ص 265 - 226 .
همچنين ر ك بمطالعات هارناكHarnackراجع بمذهب مرقيون .
( 4 ) - در باب « ابن ديصان » ، كه در مشرق زمين داراى شهرت خاصى است ر ك به منابع ذيل :
مقالات فون وزن دنك تحت عنوان « ابن ديصان و مانى »Bardesanes undدرActa Orientalia Mani، ج 10 ، ص 336 و ما بعد
مقاله شدر تحت عنوان ابن ديصان الرهايى در روايات كليساى يونانى و سريانىBardesanes von Edessa in der Ueberlieferung der griechischen und der syrischen Kirche .در مجله تاريخ كليساZeitschr . f . Kirchengesch .سال 1932 ، ص 21 و بعد .