است « 1 » . مذاكرات سياسى تكليف او بود ، حتى ميتوانست عند اللزوم فرماندهى هم داشته باشد « 2 » . خلاصه كلام آنكه چون مشاور خاص شاهنشاه بود ، همه شئون كشور را در دست داشت و در هر باب ميتوانست مداخله كند « 3 » . قاعده بهترين وزرگ فرمذاز بايستى شخص باشد داراى خرد كامل و رفتار بىنقص ، كه در هر باب سرآمد اقران « 4 » و جامع خصال حميده و صاحب احتياط و تدبير وافر و داراى عقل نظرى و عملى كافى « 5 » باشد ، تا چون سر و كارش با پادشاهى عياش و نكوهيده خصال افتد ، بتواند وى را به راه راست هدايت كند « 6 » .
علاوه بر آنچه ذكر شد ، منصب وزارت اعظم ، كه خلفا برقرار كردند و در ميان همه دول اسلامى متداول گرديد ، تقليد مستقيم از منصب وزرگ فرمذار ساسانيان بوده است « 7 » ، از اين سبب تحقيقاتى ، كه دانشمندان عرب در اصول سياست كردهاند و آنچه در باب مقام و منصب وزير بزرگ اسلامى گفتهاند ، عموما در حق وزرگ فرمذار عهد ساسانى معتبر و صحيح است .
ماوردى گويد : وزير اعظم از حيث قدرت با شخص خليفه برابر بود و براى اينكه اطاعت خود را نسبت بخليفه ظاهر كند از اقدامات خود او را مستحضر و آگاه ميكرد .
خليفه هم به سهم خود همه كارهاى وزير خود را بازرسى مىنمود و اقتدار وزير اعظم فقط از سه جهت محدود بود . نخست آنكه : وزير اعظم حق تعيين جانشين خود را نداشت . دوم اينكه : نمىتوانست باستصواب مردمان از كار كناره كند ، زيرا كه عزل
هامش
( 1 ) - طبرى ، ص 866 و بعد ، نلدكه ، ص 206 .
( 2 ) - طبرى ، 868 و نلدكه ، ص 108 .
( 3 ) - در طول قرن ششم از قدرت ورزگ فرمذار كاسته شده ، ر ك ضميمه دوم .
( 4 ) - طبرى ، ص 849 . نلدكه ، ص 76 .
( 5 ) - نمونه آن بزرگمهر مىباشد . ر ك كريستنسن ،AO، ج 8 ، ص 81 و بعد .
( 6 ) - طبرى ، ص 849 ، نلدكه ، ص 76 .
( 7 ) - انگر در مجله شرقى آلمان ، ج 13 ، ص 240 .