تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
امور مملكت را تمشيت ميداد « 1 » . اين نام در زمان سلطنت اشكانيان باقى ماند و بعهد ساسانيان رسيد . ارامنه وزير اعظم ايران را هزرپت درن‌اريتس « 2 » خوانده‌اند و در نامه ، كه به مهرنرسه صدر اعظم يزدگرد دوم نوشته‌اند ، او را « هزارپت ايران و انيران » گفته‌اند « 3 » و همين وزير وقتى ، كه بارمنيان نامه نوشته بود ، خود را « وزرگ فرمذار « 4 »
هامش
( 1 ) -Chiliarchus qui secundum gradum imperi tenebat( نپوسNepos: كنونCononفصل سوم ) . در زمان اسكندر ، هفس‌تيونHephaistion، و بعد پرديكاسperdiccasاين عنوان را داشت . آنتىباترAntiPatreدر زمان نيابت سلطنت پليس پرخونpblysperchonكاساندرassandreرا بمقام خيليارخوس رسانيد . بنابر روايت ديودور ( كتاب 18 ، بند 48 ) در پادشاهان ايران خيليارخوس حائز رتبه اول بوده است ( ر ك ماركوارت ، مينوبوگوس ، ج 55 ، ص 227 و بعد . و كلمهChiliarchosدر دائرة المعارف « پولىويسووا » -cyklopadiepauly-Wissowa Realen) . عنوان هزاربذ در كتيبه پايكولى نيز ديده مىشود ( هرتسفلد ، پايكولى ، لغات ، شماره 382 ) و نيز مقايسه شود با « سورسخون » چاپ تاواديا در مجله كاما ، 29 ، ص 67 و 88 - 78 . ( 2 ) -Ariats Hazarapet dran( 3 ) - به مشابهت عنوان شاهنشاه : « شاهنشاه ايران و انيران » . ( 4 ) - صورت صحيح اين كلمه ظاهرا طبق كتيبه كعبه زردشت و كتيبه فيروزآباد ( كه ذكر آن پائين‌تر بيايد ) فرمذارFramadherاست نه فرماذارFramhar. معذلك در متن سورسخون فرماذار نوشته شده . بارمنى ورزگ فرمذار را ورزگ‌هرم [ آن ] تر -hrama [ na ] tar Vzurgخوانده‌اند ( هوبشمان ، دستور ارمنى ، ص 83 - 182 ) . معنى اين كلمه « فرماندار بزرگ » است ( ر ك ، هرتسفلد ، پايكولى ، لغات شماره 535 ) . كلمه فرمذار اگر تنها ذكر شود بمعنى فرمانده و ناظر ميآيد و در اصطلاح روحانيان زردشتى بيكى از مقامات بزرگ اطلاق ميشده ، ولى مراد از آن معلوم نيست . ( وست ، متون پهلوى ، ج 1 ، ص 145 و ج 2 ، ص 152 و 286 ) .