تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كه ارثا بدهقانان ميرسيد ، چندان وسعتى نداشت ، چنان كه از اين لحاظ در اكثر نقاط شخص دهقان با ساير آحاد رعيت يكسان بود و دهقان كشاورز درجه اول در ديه خود محسوب ميگرديد « 1 » . پس دهقان در مقابل زارعين داراى آن موقع و مقامى ، كه نجباى ملاك داشته‌اند ، نبوده است . از لحاظ ديگر ميتوان دهقانان را نماينده دولت در ميان رعيت خالصه گفت ، وظيفه عمده او در اين صورت وصول ماليات بوده است . نظر باطلاعات محلى ، كه دهقانان از اوضاع زمين و نفوذ رعايا داشتند ، دولت ايران موفق ميشد ، كه با وجود لم يزرع بودن اغلب نقاط كشور ، مصارف فوق العاده جنگها و هزينه گزاف دولتى را تحمل نمايد و از عهده برآيد . پس از فتح عرب نيز با وجود خشونتى ، كه فاتحين در اخذ ماليات بخرج ميدادند ، مادام كه با دهقانان متحد نشدند ، نتوانستند عايدات خود را بميزانى برسانند كه شاهنشاهان ساسانى رسانده بودند . « 2 »

تشكيلات مركزى وزير اعظم

رئيس تشكيلات مركزى وزير بزرگ بود ، كه در آغاز هزاربذ لقب داشت . در عهد هخامنشيان هزارپتى « 3 » ( بيونانى : خيليارخوس ، كه در ابتداء رئيس فوج هزار نفرى مستحفظ بود ) بمقام نخستين شخص كشور رسيد و پادشاه بدست او
هامش
( 1 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 440 . ( 2 ) - فان‌فلوتن ، گزارش آكادمى پادشاهى علوم .VIoten , Verhand . d . konikI AKad van Westehschapenvan، امستردام 1892 ، ص 13 و بعد . ( 3 ) -Hazarapati