حق مداخله داشتند و ميتوان گفت ، كه هر فردى من المهد الى اللحد در تحت نظارت و سرپرستى روحانيون بود . « عموم مردمان مغان را مقدس شمرده احترام ميكردند .
امور عامه خلق بر طبق نصايح و موافق پيشبينى مغان ترتيب و تمشيت ميگرفت و مخصوصا در دعاوى اشخاص دقت ميكردند و با نهايت مواظبت جريان وقايع را مد نظر گرفته ، فتوى ميدادند و ظاهرا هيچ چيزى را مردمان درست و قانونى نميدانستند ، مگر آنكه بتصديق مغى رسيده باشد » « 1 »
اسباب قدرت روحانيون فقط اين نبود ، كه از جانب دولت حق قضاوت داشتند و ثبت ولادت و عروسى و تطهير و قربانى و غيره با آن بود ، بلكه علت عمده اقتدار آنان داشتن املاك و ضياع و عقار و ثروت هنگفت بود ، كه از راه جرائم دينى و عشريه و صدقات عايد آنان ميشد . در عمل اين طايفه استقلال تام داشتند و ميتوان گفت كه دولتى در دولت تشكيل داده بودند . حتى در زمان شاپور دوم كشور ماد و خصوصا ايالت آتروپاتن ( آذربايجان ) را كشور مغان ميشمردند . در آن نواحى املاك حاصلخيز و ييلاقات و ابنيه عالى داشتند ، كه ديوار و حصارى حافظ آن نبود « 2 » و مغان بنابر قواعد و رسوم خاص خود ميزيستند « 3 » . رؤساى بزرگ اين طايفه بيشك داراى املاك بسيار بودهاند .
روحانيون زردشتى سلسله مراتبى داشتند ، كه بسيار منظم بود ، اما اطلاع مفصلى از آن نداريم . مغان ( كه آن را مگوان « 4 » يا مگوگان « 5 » نوشتهاند ) طبقه بزرگ روحانيون فرودست را تشكيل ميدادهاند . ظاهرا رئيس معابد بزرگ را
هامش
( 1 ) - آگاثياس كتاب دوم ، بند 26 .
( 2 ) - حافظ بزرگان دين مقام معنوى و روحانى آنان بود .
( 3 ) - آميانوس ، كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 35 .
( 4 ) -maguan( 5 ) -magugan