ساسانيان بوده و بقلم ابن المقفع ترجمه شده است . اين كتاب آيين نامگ « 1 » نام داشت . مسعودى گويد : « 2 »
« اين كتاب مركب از چند هزار صفحه بود و نسخه كامل آن جز در نزد موبدان و ساير اشخاص صاحب قدرت بدست نمىآمد » . آيين نامگ خصوصيات تشكيلات دولت و جامعه ايران را قبل از عهد ساسانيان و در عصر شاهنشاهى اين سلسله در بر داشته و قواعد فن جهاندارى را ذكر ميكرده است .
نام اين كتاب در تاريخ ثعالبى « 3 » آمده و همچنين در عيون الاخبار ابن قتيبه « 4 » مكرر ذكر شده است . آثار مندرجات آن را در نامه تنسرو كتاب حمزه « 5 » و جوامع الحكايات عوفى « 6 » يافتهاند . آيين نامگ يا آيين نامگها ( بنابر تعدد آن ) اطلاعاتى راجع بورزشهاى پسنديده مثل تيراندازى و گوىبازى و شرح چگونگى تطير و تفأل ،
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد با آييگayanagh، تلفظ قديمىتر آذوينگadhsenagn، ر ك نيبرگ ، رساله پهلوىHilfsbuch des pehlevi، ج 2 ، ص 4 ، آندراس و بار ، بقاياى يك ترجمه پهلوى, Bruchstucke einer Pehlevi Uebersetzung der Psalmen Andreas - Barr، گزارش آكادمى پروس ، 1933 ، ص 117 .
( 2 ) - التنبيه ، جغرافيون ، ج 8 ص 104 ؛ ترجمه كارادوو ، ص 149 .
( 3 ) - چاپ زتنبرگ ، ص 14 .
( 4 ) - نريمان ، نفوذ ايرانيان در ادبيات اسلامى ، ج 1 ، بمبئى 1918 ( ضميمه 7 ) ، ص 164 ، 167Iranian Influences on Meslem Literature Narimau؛ اينوسترانتزف ، مطالعات ساسانى ، ص 41 و بعد ( رساله راجع بجنگ ) .
( 5 ) - ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 47 ، يادداشت 1 ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، ص 46 .
( 6 ) - ديباچه محمد نظام الدين بر جوامع الحكايات عوفى ، ص 55 و بعد .