من شخصا زادگاه او و همچنين كلات نادرى و ديگر نقاط مربوط به اين افشارى بزرگ را ديدن كردهام . من حاليه بعضى از اعقاب اين شخص را نيز مىشناسم و بنابرين مىتوانم حكايات و افسانههاى اين قهرمانان را كه نامش هنوز در خراسان از دور هويداست بيان نمايم كه دوستان مختلف ايرانى به من گفتهاند .
نادر قلى پسر امامقلى يكى از افراد پست قبيلهء قيرخلو بود . كلمهء نادر اسم صفت وان يكى از اسماء متعدد خداوند است . بارى اين قبيله نظر باينكه ضعيف بوده با قبيلهء مقتدرى بنام افشار ائتلاف نمودند . امامقلى در دهكدهاى موسوم به قوپكان مسكن داشت كه آن در قسمت جنوبى زنجيره جبال اللّه اكبر و در جادهاى كه از قوچان به دره گز امتداد دارد واقع شده است . او از پوستيندوزى و نيز از پرورش گوسفندان و بزهاى چندى كه داشت تحصيل معاش مىكرد . اين مرد اغنامش را در تابستان در همان دهكده خودش و در زمستانها در نقاط گرمسير طرف شمال ميچرانيد .
امامقلى و زوجهاش با ديگر افراد قبيله در پائيز سال 1100 ه ( 1688 ) از ارتفاعات سلسلهء جبال اللّه اكبر به حوالى تپههاى پست ابيورد كوچ مىكردند و وقتى كه در نزديكى شهر محقر محمدآباد « 1 » چادر زدند . اينجا بود كه شاه آينده متولد شد .
اسارت و فرار او
جوانى نادر شاه بگلهدارى و حمل هيزم روى الاغ و شتر كه يگانه ارث فاميلى او بعد از مرگ پدرش بود ميگذشت . وقتى كه نادر بسن 18 سالگى رسيد طوايف ازبك به وطن آنها حمله كرده او و مادرش را باسارت به خيوه بردند . مادر نادر پس از چهار سال بسر بردن در اسارت مرد . نادر قلى جوان موفق بفرار شد و با جيب خالى بخراسان مراجعت كرد . در آنجا با ورود در خدمت بابا على بك ، احمدلو افشار فرماندار ابيورد كه در آن تاريخ كرسىنشين آن ناحيه « 2 » بود باولين پلهء نردبان
هامش
محبوب نادر شاه بود يادداشتهايى دريافت نمودهام . ( مؤلف )
( 1 ) - اينجا اكنون موسوم به « قلعه كهنه » است و شايد در يك ميلى شهر جديد است ( مؤلف )
( 2 ) - ابيورد يا بوارد اكنون خرابه است و در حوالى قهقهه واقع در راهآهن آسياى مركزى است . ( مؤلف )