تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
كاملى بر آنها حاصل نمودند و عدهء بسيارى از سپاهيان دشمن را بقتل رسانيدند و يك برادر و يك عمو و دو پسر عم محمود را اسير گرفتند . پيشواى افغانى بمحض شنيدن اين هائله نماينده‌اى را پيش شاه فرستاد تا براى آزاد نمودن زندانيان ترتيبى بدهد . شاه اين مسئله را قبول نمود ولى قاصد شاه وقتى كه به قصبه بن اصفهان رسيد ديد كه افغانهاى اسير همگى بقتل رسيده‌اند . محمود بدينطريق تمام زندانيان خود را بقتل رسانيده و با حالت وحشت و هراس به فرح‌آباد عقب نشست . اهالى اين قصبه يا بر اثر بىكفايتى و يا در نتيجهء خيانت نتوانستند در حملهء بعدى خود بر افغانهاى مأيوس موفقيت حاصل كنند . علاوه بر آن از دست رفتن سومين قافلهء خواربار تمام اميدهاى ساكنين اصفهان را نقش برآب نمود و يك ضربهء بزرگ ديگرى باز در اين موقع بر ايران وارد شد . توضيح اينكه امير گرجستان به لحاظ اينكه نگذاشتند كه او لزگىها را تنبيه كند عصبانى شده بود قسم خورد كه ديگر براى خاطر ايرانيان شمشير نكشد .

مأموريت غير موفقانهء طهماسب ميرزا

طهماسب ميرزا سومين فرزند شما را در اين موقع از اندرون بيرون آوردند و اعلام وليعهدى او به عمل آمد . وى با يك عده ملتزمين ششصد نفرى از پايتخت خارج شده بسوى قزوين حركت نمود و در آنجا براى جمع‌آورى يك ارتش بكوشش پرداخت ، ولى حتى شاهسون‌ها قسمهائى كه خورده بودند نقض كردند و در نتيجه مأموريت او كه توأم با جديت كمى بود بشكست قطعى مواجه گرديد .

مرگ خواجهء سفيد

قحطى در اين موقع حيات مردم شهر را سخت قبضه كرده بود . عدهء بسيارى از مردم جلوى اندرون شاه جمع شده و اصرار مىنمودند كه شاه آنها را براى نبرد با دشمن رهبرى كند . احمد آغا خواجهء قهرمان غضب و خشم جمعيت را متوجه افغانها نموده و با كمك آنها با چنان فشارى بدشمن حمله برد كه بعضى از مواضع مهم را به تصرف درآورد . لازم بگفتار نيست كه كسى از او پشتيبانى ننمود و حتى وقتى كه اين