تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
القصه ، تمام جواهرات و خزاينى كه در سالهاى دراز سلاطين گوركانيه در هندوستان جمع كرده بودند ، محمد شاه به نادر داد و امرا و اعيان نيز متابعت وى كرده آنچه از نقد و اجناس نفيسه مالك بودند به مالك على الاطلاق سپردند . بعد از اخذ اين هدايا ، بقيهء ماليه از بلاد و ممالك دوردست طلبيدند . در تاريخ بنگاله مسطور است كه : هنوز اندكى از حكومت سرفراز خان در بنگاله نگذشته و درست استقرار نيافته بود كه ، شخصى از جانب قمر الدين خان وزير رسيده ، خبر ورود نادر شاه را به دهلى رسانيد ، و ماليهء سه سال گذشته را طلب كرد . سرفراز خان به صوابديد حاجى احمد و سايرين كه اهل مشورت او بودند ، نه تنها اداى مبلغ كرد بلكه حكم كرد تا خطبه و سكه به نام نادر شاه خواندند و زدند . بالجمله ، مبلغى سنگين بر متمولين اهالى دهلى نيز حمل شد ، اما دادن وجه بر مردم چندان صعب نبود كه طريقهء اخذ آن . و چون محصلين وجه مزبور از اهالى خود هندوستان بودند ، فرصت غنيمت دانسته بناى اخذ و جلب گذاشتند ، و به جهت هرده هزار روپيه كه به خزانهء نادر رسانند ، چهل يا پنجاه هزار براى خود مىگرفتند ، و بدين سبب مردم را اذيت و آزار مىكردند تا آنچه دارند بروز دهند ، بنوعى كه جمعى كثير از مردم از فرط شكنجه و عقوبت هلاك شدند ، و بسيارى از معتبرترين هنود يا به جهت اينكه در معرض استخفاف و استحقار درنيابند ، يا به سبب اينكه مال را عزيزتر از جان مىداشتند ، خود را تباه كردند . در اعالى طبقات هندو خود كشتن و متحمل رسوائى و فضيحت نشدن ، عمومى دارد . هيچ طايفه‌اى در عالم نيست كه ، در وضع زندگى مثل هنود كم احتياج به پول داشته باشد ، يا به مثل اين طايفه پول دوست باشد . در وقتى كه نادر به جانب دهلى در حركت بود ، رعب و هراسى عظيم بر مردم مستولى شد ، ولى بعد از ورود او نظم و نسقى كه در لشكر وى بود سبب اعتماد عموم اهالى شد . نادر خود در يكى از سراهاى سلطنت در شهر فرود آمد ، و بعضى از سپاهيان را به محلات فرستاد تا سبب آرامى و حمايت رعايا شوند .