مؤمنان ( ع ) و طلحة و زبير و عايشه در بصره بپايان رسيد آن حضرت بمنبر رفته حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و برسول خدا ( ص ) درود فرستاده سپس فرمود :
اى مردم همانا دنيا شيرين و سر سبز نمايد ، و مردم را بشهوات بفريبد ، و خوشيهاى زودگذر خود را براى ايشان آرايش دهد ، و سوگند به خدا كه دنيا آرزومند خويش را گول زند ، و با اميدوار بدان خلف وعده كند ، و به زودى پشيمانى و افسوس ببار آورد براى مردمانى كه بدان رو آوردند و در بدست آوردن آن با هم رقابت كردند و بر اهل دين و فضيلت از روى ستم و كينه جوئى و طغيان و گردن كشى و تكبر ، حسد ورزيده و ستم كردند .
و به خدا قسم براستى كه هيچ گاه مردمى در خرمى نعمتهاى خدا در زندگى دنيا عمر خويش بسر نبردند و نه در پرهيزگارى پيوسته اى كه در انجام طاعت خدا و شكر نعمتهاى او باشد و خداوند آن نعمت را از ايشان گرفته باشد جز پس از اينكه خودشان آن را دگرگون كردهاند و از اطاعت حق بگشتند و گناهان تازه پديد آوردند ، و خودداريشان ( از گناه ) كم شده و نگران خداى عز و جل نبوده و در انجام سپاس نعمت خدا سهل انگارى كردهاند ، زيرا خداى عز و جل در آيهء محكم كتاب خود فرمايد : « براستى كه خداوند نعمتى را كه نزد گروهى است تغيير ندهد تا آنچه را در خودشان هست تغيير دهند ، و چون خدا براى گروهى بدى خواهد جلوگيرى ندارد ، و آنها را جز خدا دوستدارى نيست » ( سورهء رعد آيه 11 ) و اگر چنانچه نافرمانها و گنهكاران در آن وقتى كه از زوال نعمت خدا و رسيدن انتقامش و دگرگون شدن عافيتش بر حذر ميشدند به اين مطلب يقين پيدا ميكردند كه اينها از طرف خدا است و بواسطهء اعمال خود آنها است ، و در آن حال دست ميكشيدند و توبه ميكردند و از روى راستى و صدق و صفا و اعتراف بگناه خويش بدرگاه خداى جل ذكره پناه ميبردند ، خداوند از همهء گناهانشان چشم پوشى ميكرد ، و از
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٨