هستيد ؟ گفتند : نه به خدا قسم قربانت گرديم و همگى شرمنده و سر به زير شدند و يكسره نوميدى اعماق دلهاشان را فرا گرفت ، امام عليه السّلام كه شرمندگى و نوميدى آنها را مشاهده كرد بدانها فرمود : آيا دوست دارد يكى از شماها كه هر چه خواهد در اين جهان عمر كند و پس از آن بر غير از اين عقيده ( شيعه گرى ) بميرد يا اينكه ( پيش از آنكه آن عمر طولانى را بكند ) هم اكنون بر اين عقيده ( و ايمان ) بميرد ؟ گفتند : بلكه هر يك از ما ( دوست دارد ) هم اكنون بر اين عقيده كه دارد بميرد ( و آن عمر طولانى را بدون افتخار داشتن اين عقيده نكند ) فرمود : پس معلوم شد كه مرگ نزد شما محبوبتر از زندگى است .
سپس فرمود : آيا دوست دارد يكى از شماها كه زنده بماند آنچه خواهد و هيچ يك از اين بيماريها و دردها به او نرسد يا اينكه بدون داشتن اين عقيده بميرد ؟ گفتند : نه اى فرزند رسول خدا ، فرمود : و بدين ترتيب هم معلوم شد بيمارى در نزد شما محبوبتر از تندرستى است .
سپس فرمود : آيا دوست دارد يكى از شماها كه تمام ( دارائى اين جهان و ) آنچه خورشيد بر آن ميتابد از آن او باشد ولى بر غير اين مذهب و عقيده باشد ؟ همه گفتند : نه ، اى فرزند رسول خدا ( ص ) فرمود : و بدين ترتيب نيز معلوم شد كه ندارى در نزد شما محبوبتر از دارائى است .
358 - حماد لحام از امام صادق ( ع ) روايت كند كه پدرش به آن حضرت فرمود : اى پسر جان براستى اگر تو در كردار با من مخالفت داشته باشى در فرداى قيامت با من هم منزل نخواهى بود ، سپس فرمود : خداى عز و جل نخواسته است كه مردمى سرپرستى مردم ديگرى را به عهده گيرند و آنان كه در زير سرپرستى آنها قرار دارند در كردار با سرپرستان خود مخالفت كنند و با اين حال در روز قيامت هم منزل آنان باشند ، نه بخداى كعبه سوگند هرگز !
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤