رسول خدا ( ص ) نگاه كرد و شام را با همه دروازه ها و بازرگانانش در پيش روى خود مشاهده كرد ، فرمود :
كجاست آن كس كه از وضع شام از من پرسيد ؟ گفتند : فلانى و فلانى بودند ، رسول خدا ( ص ) رو بدانها كرده و از هر چه آنها پرسيدند پاسخشان را داد ، با اين حال جز اندكى از آنها بدان حضرت ايمان نياوردند و همين است تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى : « اين آيه ها و بيم دادنها براى گروهى كه ايمان نياوردند سود بخش نيست » سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : به خدا پناه ميبريم از اينكه ما به خدا و رسولش ايمان نداشته باشيم ، ما ايمان داريم به خدا و رسول او صلى الله عليه و آله .
[ فضائل شيعه ]
556 - ابو حمزة گويد : شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود : همين كه مؤمنى ببرادر مؤمن خود « اف » بگويد ( و به او پرخاش كند ) از ولايت او ( و پيوند دوستى كه خدا ميان آنها قرار داده ) بيرون رود ، و چون به دو بگويد : تو دشمن من هستى ، يكى از آن دو نفر كافر شده زيرا خداى عز و جل از كسى عملى را نپذيرد كه بخواهد مؤمنى را با عتاب و سرزنش نصيحت كند ، و از مؤمنى كه در دلش قصد سوئى نسبت بمؤمن ديگرى داشته باشد عملى را قبول نكند ، اگر پرده از پيش چشم مردم برداشته ميشد و مىنگريستند بدان پيوندى كه ميان خداى عز و جل و ( بندهء ) مؤمن ( او ) است گردنهاشان در برابر مؤمنين خم ميشد و كارهاى آنها بر ايشان هموار ميگرديد . و فرمانبردارى آنها بر ايشان آسان ميگشت ، و اگر نگاه ميكردند به آن اعمالى كه مردود شده هر آينه ميگفتند : خداى عز و جل هيچ عملى را از كسى نمىپذيرد .