توافق ميكنند يا در هيچ موردى بوعدهء با تو عمل ميكنند ، و با اين وضع چگونه امام در يك چنين زمانى ظهور كند .
3 - مراد اين باشد كه تو ميتوانى اين مطلب ( يعنى بدست آوردن زمان ظهور امام ) را خود بدست آورى ، زيرا تو آشنايان و دوستانى دارى پس در حال ايشان بنگر و دقت كن ، هر گاه ديدى كه تصميم قطعى بفرمانبردارى از امام دارند و بطور كامل تسليم امام خود هستند بدان كه آن وقت زمان ظهور قائم عليه السّلام است ، زيرا قيام او مشروط بچنين حالى است ، و تو ميتوانى از طرز رفتار آشنايان و دوستانت وضع عموم مردم را نيز بدست آورى چون بقول معروف مشت نمونهء خروار است .
[ مناظرهء عبد الله بن الحسن با امام صادق - ع - ]
553 - معتب يا ديگرى گويد : عبد الله بن حسن ( معروف بعبد الله محض كه فرزند حسن مثنى است و داعيهء خلافت براى پسرانش محمد و ابراهيم داشت و بالاخره هم هر سه بدست منصور عباسى كشته شدند ) براى امام صادق عليه السّلام پيغام داد كه ابو محمد ( يعنى خودش ) ميگويد : من از تو شجاعتر و باسخاوتتر و دانشمندترم ؟
امام صادق عليه السّلام بفرستادهء او فرمود ( كه بعبد الله بگويد ) : اما شجاعت كه به خدا سوگند هنوز صحنهء نبردى براى تو پيش نيامده كه بزدلى تو از شجاعتت تشخيص داده شود ( و معلوم گردد كه شجاعى يا ترسو ) و اما سخاوت عبارت است از اينكه انسان چيزى را از راه مشروع آن بدست آورد و آن را در جاى خود مصرف كند ( مجلسى ( ره ) گويد : يعنى تو اين گونه نيستى بلكه اموال را از مردم ميگيرى و در راه تحصيل خلافت نامشروع پسرت محمد خرج ميكنى ) و اما علم و دانش پس پدر تو على بن ابى طالب هزار بنده آزاد كرد تو كه دانشمندى نام پنج تن از آنها را براى ما برگو ! فرستاده نزد عبد الله بن حسن آمد و سخن امام عليه السّلام را به او گفت ، سپس بنزد آن حضرت باز گشته گفت : عبد الله بن حسن ميگويد : تو مردى صحفى هستى ( يعنى معلوماتت از روى كتابها است ) امام صادق عليه السّلام فرمود : به او بگو : آرى به خدا صحف ( و كتابهاى ) ابراهيم و موسى و عيسى كه آنها را از پدرانم به ارث بردهام .